۲۲ بهمن ماه ، یوم الله ، یوم الله
۲۲ بهمن ماه ، یوم الله ، یوم الله

هیات من الذله شعار نهضت ماست
22 بهمن ماه تجدید بیعت ماست

حزب الله پیروز است
فتنه گر نابود است
ارسال شده توسط یک ایرانی در ساعت 11:17 | نظرات شما (0)هیات من الذله شعار نهضت ماست
22 بهمن ماه تجدید بیعت ماست
حزب الله پیروز است
فتنه گر نابود است

خونی که در رگ ماست هدیه به رهبر ماست
میرحسین موسوی و حسنی مبارک همپیمانان مهم اسرائیل بودند
نهضت سبزنبوی به نقل ازصراط - سایت وزارت خارجه اسرائیل اذعان کرد:معترضین به حکومت ایران،در بین مردم به عنوان عناصری ضداسلامی و دنباله
رو غرب شناخته شده بودند امادر مصرجریان کاملا معکوس است و این حکومت است که در چشم مردم به عنوان دنباله رو غرب و ضد دین محسوب میشود
سایت وزارت خارجه اسرائیل با مقایسه فتنه سبز در ایران با انقلاب مصر، به وجود تفاوت های اصولی میان این دو جریان اذعان کرد و نوشت:«اعتراض های مردمی در ایران، علیه شخص احمدی نژاد بود و کل نظام را زیر سؤال نبرد و این در حالی است که اعتراض ها در مصر به صراحت علیه رژیم بوده است حتی در حال حاضر مهمترین خواسته آنان کنار رفتن حسنی مبارک عنوان شده است.»
وزارت خارجه رژیم صهیونیستی در ادامه ضمن بافتن اراجیف همیشگی با انکار کشتار بیش از 400 مصری معترض طی دو هفته اخیر افزود: «در حالی که جمهوری اسلامی ایران در به میدان آوردن هزاران بسیجی به هدف سرکوب تظاهرات سبزها و آسیب رساندن مستقیم به رهبران جنبش، هیچ تردیدی به خود راه نداد، حکومت مصر ثابت کرد که آماده گفت و شنود است و تا کنون از به کارگیری ارتش خودداری ورزیده است.»
این منبع صهیونیستی در ادامه ضمن اعترافی مهم و تاریخی افزود: میرحسین موسوی و حسنی مبارک همپیمانان مهم اسرائیل در ایران و مصر بودند. همپیمانانی که یکی در سال گذشته متحمل شکستی سنگین شد و دیگری هم اکنون در حال وداع با قدرت در مصر است.
در حالی که مقامات غربی در روزهای اخیر، تمایل خود را به ماندن مبارک بر سر قدرت نشان داده اند این سایت مدعی شد:«آمریکا در ابعاد گسترده ای در کنار مردم مصر ایستاده و از خواسته های آنان جانبداری میکند.»
این رسانه صهیونیستی در حالی از بکار نگرفتن ارتش در انقلاب مصر می نویسد که در چند روز اخیر اکثر خبرگزاریهای بین المللی از دستور تیراندازی مستقیم توسط مبارک و درگیری عوامل رژیم مصر با مردم معترض مصر خبر دادند که در نتیجه آن حدود 300 معترض مصری کشته شدند.
واکنش حداد عادل به درخواست فتنه گران
«آنچه عیان است چه حاجت به بیانیه است»!
در زبان فارسی یک ضربالمثل داریم که میگوید: «آنچه عیان است چه حاجت به بیان است» ولی من به این آقایان میگویم: «آنچه عیان است چه حاجت به بیانیه است»
نهضت سبز نبوی به نقل از ندای انقلاب :
غلامعلی حداد عادل در گفتوگوی کوتاهی با ندای انقلاب در حاشیه مراسم انتخاب کتاب سال، در پاسخ به پرسشی درباره بیانیه اخیر موسوی در دعوت از مردم برای حضور در یک راهپیمایی به بهانه حمایت از مردم مصر و تونس در 25 بهمن با وجودی که وی در دوران انتخابات مدعی بود کشور آنقدر مشکل دارد که نیازی به پیگیری مسائل فلسطین و سایر کشورها نیست، گفت: در زبان فارسی یک ضربالمثل داریم که میگوید: «آنچه عیان است چه حاجت به بیان است»
ولی من به این آقایان میگویم: «آنچه عیان است چه حاجت به بیانیه است»
وی افزود: همین یک جمله پاسخ خوبی به این اقدام سران فتنه است.
مواجهه میان میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی که چند هفته پس از وقوع فتنه 88 رخ داد، امروز به گونهای رقم خورده که عملاً ظرفیت اجتماعی فتنه را دچار انشقاق و چند دستگی کرده است. احساس خطر میرحسین موسوی از تلاشهای خاتمی
این ظرفیت اگرچه شامل جمعیت 13 میلیونی رأی دهندگان به موسوی و چند هزار نفری در 25 خرداد نیست، اما در مقیاس کم نیز دچار سردرگمیشده است. این سرگیجهها البته آنطور که پیداست مشمول حال موسوی و خاتمینیز شده و بیش از گذشته ترسهایی را بر پیکر لرزان آنان انداخته است. یحتمل در این میدان آنکه کمترین اضطراب و دغدغه را دارد مهدی کروبی است که از ابتدا رقیب آرای باطله بود و اکنون نیز زندان را مأمنی میداند برای خود! وضعیت نامساعد روحی موسوی میرحسین موسوی که این روزها مورد انتقاد شدید حامیان خارج نشین خود واقع شده و وی را به ماشین بیانیه نویسی تشبیه کردهاند، در این ایام مشغول طراحی نوع مواجهه خود با سید محمد خاتمی است. آن طور که از منابع موثق شنیده شده پس از تلاشهای خاتمی برای جذب بدنه حامیان موسوی به سبد اصلاحات، میرحسین ضمن احساس خطر از این تلاشها گفته است که در صورت ادامه این روند، ظرفیت اجتماعی خود را از دست داده و با این وضع دستگیری من به وقوع خواهد پیوست! این ماجرا که میرحسین موسوی را در وضعیت روحی نامساعدی قرار داده وی را به سوی اتخاذ برخی تصمیمها برای روحیه بخشی به حامیان ریزش کرده خود کرده و قرار است وی مواضعی رادیکالتر از گذشته اتخاد کند. این درحالی است که برخی افراد به موسوی گفتهاند روشی که وی قرار است در پیش گیرد تنها میتواند لایههای بیرونی جریان سبز را متقاعد کند اما نمیتواند مانع از پیوستن حامیان وی به سوی خاتمی شود. بیشک افزایش فعالیت شاخه لندن میرحسین نیز از بابت تصمیمات قریب الوقوع موسوی است. چنانکه طی سه ماه گذشته ابوالفضل فاتح در ستاد لندن فتنه فعالیتش را گسترش داده و به شدت مشغول پیگیری پروژههای فتنه در انگلیس است و اعتقاد دارد که موسوی در حال مرگ کامل سیاسی قرار گرفته و باید کمکهای مؤثرتری به او صورت گیرد. ظرفیت اجتماعی از دست رفته اما همه این فعالیتها در حالی صورت میگیرد که بدنه اصلی حامیان سابق موسوی و خاتمی به واقعیات پی بردهاند و نه فقط به طور متحد با سایر مردم در راهپیمایی 9 دی و 22 بهمن سال گذشته شرکت کردند که اکنون نیز در حال آماده شدن برای حضور یکپارچه در راهپیمایی 22بهمن و گرامیداشت سی و دومین سالگرد پیروزی انقلاب اسلامی هستند. این ادعا اگر واقعیت نداشت، بیشک اصحاب فتنه زیر یک چتر قرار میگرفتند و از آنجا که گرایشات سیاسی و عقایدشان از سال گذشته تغییری نکرده است، موج خیابانی تازه ای را به راه میانداختند و از موج سواری بر احساسات عدهای فریب خورده لذت میبردند. از طرفی اما این فرضیه نباید رد شود که وجود این اختلافات میان رئوس فتنه نوعی نقش آفرینی و تاکتیک است برای خروج تدریجی از شوکی که در مقاطع مختلف به انواع گوناگون به آنان وارد آمده است. با این حال حتی اگر حدس مزبور را در نظر گیریم باز هم نشاندهنده آن است که فتنه عمده ظرفیت اجتماعی خود را از دست داده و با هر روشی به دنبال احیای آن است. ابراز وجود فقط در شبکههای مجازی اینک اما سؤالی برای بسیاری مطرح است که اندک ظرفیت اجتماعی فتنه در کجا تمرکز یافته که عدهای از فتنهگران شاخص و احزاب غیرقانونی با انجام مصاحبه و صدور بیانیه به دنبال تجدید روحیه و احیای آن هستند؟ نگاهی به برخی شبکههای مجازی نشان میدهد که امروز ظرفیت اجتماعی فتنه فقط با ورود و عضویت در این شبکهها جرأت ابراز وجود دارد. شبکههایی که با دریافت بودجههای مصوب نظام سلطه، اداره میشود. اما امر مسلم این است که برخلاف میل گردانندگان شبکههای اجتماعی فتنه، اعضای آن قادر به تحرک دیگری نخواهند بود؛ این ادعا با نگاهی گذرا به شبکههای اجتماعی فتنه ثابت میشود. چنانکه پس از انتشار اظهارنظری از حجت الاسلام محسنی اژهای، دادستان کل کشور و سخنگوی قوه قضائیه درباره اینکه «اگر امروز دستور بر دستگیری سران فتنه باشد، این امر را به فردا موکول نمیکنیم» ساختارشکنانی موسوم به جنبش سبز با ورود به شبکههای اجتماعی فتنه فقط به این موضوع اذعان کردند: «اگر آنان دستگیر شوند ما هم با ورود به شبکههای اجتماعی خود ابراز همدردی میکنیم و چند فحش مینویسیم و بعد هم میرویم شام و لالا!» شبکه ایران - پس از آنکه سخنگوی کاخ سفید در واکنش به حمایت جمهوری اسلامی ایران از انقلاب مردم مسلمان مصر، بدون اشاره به حماسه های مردم ایران اسلامی در روزهای ۹ دی و ۲۲ بهمن 88 که سبب برچیده شدن فتنه 88 شد جمهوری اسلامی را به سرکوب گری متهم کرد، وزیر امور خارجه رژیم حسنی مبارک هم اظهارات "رابرت گیبس" را تکرار کرد. «احمد ابوالغیظ» که مشرعیت دولت متبوعش از سوی مردم مصر رد شده است، در سخنانی در جمع خبرنگاران مسئولان ایرانی را به «پرت کردن حواس مردم از نبود آزادی در ایران» متهم کرده و سخنان مقامات ارشد کشورمان در حمایت از انقلاب مردم مصر را دخالت در امور این کشور نامیده است. اما آنچه که اهمیت سخنان او را افزایش داده این است که ابوالغیظ یک گام از سخنگوی کاخ سفید هم جلو افتاده و در شرایط وخیم رژیم مبارک در مصر، به حمایت رسمی از جریان فتنه در ایران پرداخته است؛ سخنانی که فعالان سیاسی را به یاد حمایت سال گذشته حسنی مبارک از سران داخلی فتنه 88 انداخته است. وزیر امور خارجه حکومت مبارک در سخنان خود آرزوی احیای آشوب ها در ایران را کرده و مدعی شده است که «شرایط بحرانی ایران هنوز فرا نرسیده اما ما با علاقه و انتظار دیدن آن لحظه را داریم.» وی همچنین ادعاهای رد شده مهدی کروبی درباره بازداشت شدگان را مورد اشاره قرار داده و گفته است که "یکی از سران مخالفین ایرانی گفته است که زندانیان در زندانهای این کشور شکنجه شده و مورد سوءاستفاده قرار میگیرند." هرچند سران مردم معترض مصر از جمله کمال توفیق الهلباوی، عضو ارشد اخوان المسلمین اخیرا پاسخ این ادعاهای ابوالغیظ را داده و به بی بی سی گفته است که "دولت مبارک باید کنار برود و وزیر امور خارجه کنونی نیز مشروعیت ندارد"، با این حال حال حمایت های وزیر خارجه رژیم مبارک از جریان فتنه، در شرایطی که خود در آستانه سقوط قرار دارد، تامل برانگیز است و تایید کننده حمایت های خارجی توصیف می شود. البته امروز هم رامین مهمانپرست، سخنگوی دستگاه دیپلماسی کشورمان به اظهارات ابوالغیظ واکنش نشان داد و با بیان اینکه «حرکت بزرگی که در مصر اتفاق افتاده اولین اقدامش زیر سئوال بردن صلاحیت افرادی است که تصدی حکومت را در دست داشتهاند و کسی که برای ملت مصر اعتبار ندارد حرفش برای ملت ما نیز اعتبار ندارد»، پاسخ وزیر خارجه مبارک را بیان کرد. سه حرکت همزمان اما با این همه به نظر می رسد واقعیت های دیگری درباره ارتباطات خارجی جریان فتنه وجود دارد و همزمانی اظهارات سخنگوی کاخ سفید و وزیر خارجه رژیم مبارک با تحرکات اخیر میرحسین موسوی و مهدی کروبی برای احیای آشوبها، احتمال وجود یک مرکز واحد تصمیم گیری را تقویت می کند. این مساله از آنجایی دارای اهمیت است که همراهی و پشتیبانی جریان آشوب سال گذشته از سوی کشورهای خارجی و تامین مالی این جریان توسط عناصر وابسته به غرب مسالهای بوده است که همواره مورد اختلاف مردم و حامیان این جریان بوده است؛ موضوعی که هر کدام از طرفین شواهدی را برای اثبات مدعای خود مطرح میکردند تا این موضوع را رد یا تایید کنند. این موضوع چندی پیش از سوی رهبر معظم انقلاب هم مطرح شد و ایشان عوامل اصلی فتنه سال 88 را طراحان خارجی دانستند و خاطرنشان کردند: کسانی را که مردم به آنها سران فتنه میگویند، در واقع بازیچه طراحان اصلی بودند و دشمن آنها را به وسط صحنه هل داده بود که البته آنها نیز باید راه خود را از دشمن جدا میکردند که این کار را انجام ندادند و مرتکب گناه شدند. با این حال و اگرچه مسئولان مربوطه بارها مطالب و اسناد مختلفی را در اثبات ارتباط گسترده جریان آشوب با غرب ارائه کردهاند اما آنچه که سبب شد تا این موضوع به عنوان یک مساله بدیهی مورد تایید تلویحی رسانههای وابسته به ضدانقلاب هم قرار بگیرد و یا دست به انتشار تکذیبیههایی بزنند که حتی حامیان سابق خود را نیز قانع نکند، افشاگری یک شبکه تلویزیونی بینالمللی بود. اسناد جنجالی الجزیره چند هفته پیش، شبکه تلویزیونی «الجزیره» اسناد همکاری تشکیلات خودگردان فلسطین با رژیم صهیونیستی برای تضعیف جنبش حماس را به وسیله حمایت و هدایت آشوبگران ایرانی افشا کرد. این اسناد نشان میدادند که «صائب عریقات» مذاکره کننده ارشد تشکیلات خودگردان فلسطین در گفتوگو با «جمیز جونز» مشاور امنیت ملی آمریکا در دوازدهم اکتبر سال ۲۰۰۹ تصریح کرده است: «محمود عباس برای همراه کردن جریانی در ایران که حامی سازش با اسرائیل بودند، یک تاجر فلسطینی را راضی کرد تا پنجاه میلیون دلار برای راه اندازی یک شبکه رادیویی یکی از نامزدهای انتخابات ریاست جمهوری ایران یعنی میرحسین موسوی پرداخت کند.» افشای این سند در حالی صورت گرفت که پیش از آن هم «آیتالله جنتی» دبیر شورای نگهبان قانون اساسی در خطبههای نمازجمعه تهران خبر داده بود که سران فتنه یک میلیارد دلار با واسطه برخی کشورهای عربی بهویژه عربستان سعودی برای براندازی نظام دریافت کردهاند. این اظهارات اگرچه در آن زمان با واکنش جریان رسانهای فتنه مواجه شد و آنها تلاش کردند افشاگری دبیر شورای نگهبان را مخدوش کنند اما افشاگری اخیر الجزیره صحت این مدعا را تایید کرد. در تظاهرات همبستگی با انقلاب مصر در کشورهای مختلف جهان تصاویر امام خمینی (ره) و مقام معظم رهبری به اهتزاز درآمد و تظاهرکنندگان خواستار سرنگونی حکومت حسنی مبارک شدند. به گزارش شبکه ایران، معترضان به حکومت حسنی مبارک در برخی کشورها از جمله انگلیس، ترکیه و پاکستان تظاهرات و با مردم مصر اعلام همبستگی کردند. سعودیها معتقدند با کنار رفتن مبارک از قدرت، موازنه قدرت به هم میخورد و رژیم مصر از جایگاه بزرگ خود در جهان عرب کنار میرود. به گزارش فارس به نقل از شبکه خبری "راصد "، دیپلماتها و تحلیلگران معتقدند عربستان بیشتر از آنچه نگران احتمال کشیده شدن دامنه ناآرامیهای تونس و مصر به عربستان باشد از این هراس دارد که متحدان خود را در مقابله با ایران از دست بدهد. این تحلیلگران افزودند: عربستان بزرگترین منبع صادر کننده نفت در جهان است و میتواند پولهای زیادی را برای کم کردن تنش اجتماعی ناشی از بیکاری در جامعه که به بیش از 10 درصد رسیده است خرج کند تا مانع از بروز ناآرامی در این کشور شود. برخی از این تحلیلگران معتقدند: اگر آمریکا دست از حمایت حسنی مبارک که از 30 سال پیش متحد واشنگتن محسوب میشود بردارد، حکام سعودی از این امر بسیار خشمگین خواهند شد چون چه بسا که آنها نیز به سرنوشتی مشابه مبارک دچار خواهند شد. "سایمون هندرسون "، یک ناظر امور عربستان در واشنگتن گفت: سعودیها احساس میکنند آمریکا هنگامی که بسیار سادهتر از آنچه تصور میشد شروع به دست برداشتن از حمایت مبارک کرد، اشتباه بزرگی مرتکب شد. سعودیها احساس میکنند مبارک اکنون بسیار ضعیف شده است و کنارهگیری وی از قدرت نیز موجب میشود که عربستان پشتوانهای در مقابله با ایران شیعه را از دست دهد و نگرانی آنها بیشتر از نگرانی آمریکا از احتمال دستیابی ایران به تسلیحات هستهای است که ایران آن را رد میکند. شکه خبری راصد نوشت: عربستان خود را پایگاه مذهب اهل تسنن میداند به همین دلیل نگران افزایش نفوذ شیعیان در منطقه است به ویژه پس از جنگ آمریکا در عراق در سال 2003 که به تشکیل دولتی به رهبری شیعیان در بغداد منجر شد. سعودیها معتقدند با کنار رفتن مبارک از قدرت، موازنه قدرت به هم میخورد و مصر از جایگاه بزرگ خود در جهان عرب به عنوان دشمن بزرگ و قدرتمند ایران نیز کنار میرود. "طراد العامری "، تحلیلگر سیاسی عربستان گفت: با رفتن مبارک خلأ ایجاد خواهد شد مصر عنصر بااهمیتی در ثبات خاورمیانه بود اگر در مصر خلأ بیثباتی سیاسی اتفاق افتد ، عربستان مجبور است سنگینی آن را تحمل کند. وی افزود: معلوم نیست گرایش نظام و دولت جدید در مصر چه خواهد بود و با چه سرعتی میتواند کار خود را به پیش برد. تحلیلگران معتقدند مصر نزدیک به دوهفته است با اعتراضات ضد مبارک به لرزه درآمده در هر حال بر بحران داخلی خود متمرکز است و مجالی برای تحکیم تلاشهای عربستان در مقابله با نفوذ ایران ندارد. دیپلماتها نیز گفتند ریاض همچنین میترسد که هر گونه خلأ دیپلماتیک برخاسته از درگیری دولت مصر با تحولات این کشور زمینه را برای کشورهایی همچون ترکیه و قطر فراهم کند که روابط خوبی با ایران دارند و برای داشتن نقش منطقهای پررنگتر تلاش میکنند. یک دیپلمات حوزه خلیج فارس گفت: چه بسا نفوذ عربستان در سایه تلاش کشورهای قطر و ترکیه برای منزوی نشدن ایران بسیار کاهش یابد. این امر ریاض را بر آن خواهد داشت که بیش از پیش محافظ تحقق ثبات در کشور اهل تسنن اردن باشد که شاهد اعتراضات خیابانی است و "باراک بارفی "، تحلیلگر آمریکایی در این باره گفت: "چه بسا آمریکا پولهای بیشتری را در اردن خرج کند. " دومینوی ناآرامیهای مصر به زودی به خاندان پادشاهی عربستان خواهد رسید و ملک عبدالله ، 87 ساله که از دسامبر گذشته تاکنون برای درمان در خارج از این کشور به سر میبرد و شاهزاده سلطان، ولیعهد نیز که سنش کمتر از پادشاه نیست با بیماری دست و پنجمه نرم میکند و اکنون شاهزاده نایف نامزد احتمالی رسیدن به قدرت است. ملک عبدالله از معدود رهبران عربی بود که هفته گذشته حمایت خود را از مبارک اعلام کرد و حتی به زین العابدین بن علی، رئیس جمهور مخلوع تونس نیز اجازه پناهندگی در عربستان را داد. "هلال خشان "، استاد علوم سیاسی دانشگاه آمریکایی بیروت گفت: روشن است که آمریکا دست از حمایت مبارک برداشته و صلاحیت نظام وی به پایان رسیده است و این امر شوکی بر عربستان سعودی به عنوان متحد راهبردی واشنگتن از سال 1945 تاکنون محسوب میشود. صدها هزار معترض مصری در میدان التحریر (آزادی ) همچنان به تظاهرات خود ادامه می دهند و بر درخواست کناره گیری حسنی مبارک از قدرت پافشاری می کنند. گزارش ایرنا حاکی است جمعیت زیادی در میدان حضور دارد و دهها هزار تن هم در اطراف میدان مستقر شده اند و میدان کاملا در تسخیر مخالفان دولت است. خیابان های اطراف و پل های منتهی به میدان تحریر در حاشیه رود نیل هم سرشار از جمعیتی است که خواهان پیوستن به مخالفان هستند و بر خلاف ادعای برخی ، حضور این جمعیت در میدان تحریر نشان می دهد که جنبش اعتراضی مصر به پایان نرسیده است. حضور استادان دانشگاه های مصر در میان مخالفان حدود یک هزار نفر از استادان دانشگاه های مصر روز سه شنبه با شرکت در یک راهپیمایی گسترده در قاهره از درخواست های مطرح شده در قیام مردمی از جمله کنار رفتن حسنی مبارک رییس جمهوری مصر از قدرت، حمایت کردند. به گزارش ایرنا، راهپیمایان از مقابل باشگاه اعضای هیات علمی دانشگاه قاهره به حرکت درآمدند و با عبور از مقابل بیمارستان 'القصر العینی' و خیابان العینی به تحصن کنندگان در میدان التحریر پیوستند. راهپیمایان به مدت چند دقیقه در مقابل وزارت آموزش عالی متوقف شده و خواستار کناره گیری 'هانی هلال' وزیر این وزارتخانه شدند. حمایت رژیم صهیونسیتی از عمر سلیمان همزمان با صحنه گردانی عمر سلیمان معاون مبارک با هدف فریب افکار عمومی ، اسناد محرمانه ای که از منابع آمریکایی درز کرده است، حمایت شدید رژیم صهیونیستی از عمر سلیمان معاون مبارک را برای به قدرت رسیدن در مصر، افشا کرد. روزنامه دیلی تلگراف امروز ( سه شنبه) اسنادی را منتشر کرده است که بر اساس آنه مشخص شده رژیم صهیونیستی آشکارا از عمر سلیمان ، برای به رسیدن به قدرت در این کشور حمایت می کند. این اسناد که به دست پایگاه اینترنتی ویکی لیکس افتاده و پس از انتشار در اختیار روزنامه دیلی تلگراف قرار گرفته است، حمایت رژیم صهیونیستی از انتخاب عمر سلیمان برای جانشینی حسنی مبارک را برملا کرده است. بر اساس این اسناد، دیوید هاچام یکی از مشاوران نظامی ارشد رژیم صهیونیستی، پیشتر اعلام کرده بود که در صورت مرگ حسنی مبارک و یا ناتوانی وی در اداره امور مصر، عمر سلیمان می تواند حداقل به عنوان جانشین موقت او، بر مصر حاکم شود. بر اساس اسناد منتشر ، هاچام با شور و حرارت خاصی از سلیمان جانبداری کرده است. اسناد مذکور همچنین نشان می دهد که یک خط تلفنی محرمانه میان وزارت جنگ رژیم صهیونیستی و سرویس اطلاعاتی مصر برقرار شده است و به طور روزانه مورد استفاده قرار می گیرد. بر اساس این گزارش، سلیمان که از سال 1993 میلادی در راس وزارت اطلاعات مصر قرار دارد، همواره به سرزمین های اشغالی سفر کرده و حتی یکی از میانجیگران حل مناقشات موجود میان رژیم صهیونیستی و فلسطینیان بوده است. سلیمان از دو هفته پیش به دنبال افزایش فشار معترضان مصری مبنی بر پایان یافتن فوری حکومت 30 ساله مبارک بر مصر، به عنوان معاون اول حسنی مبارک انتخاب شد. هیلاری کلینتون وزیر امور خارجه آمریکا نیز اخیرا در اظهاراتی از عمر سلیمان به عنوان بهترین گزینه برای هدایت دولت انتقالی در مصر یاد کرده بود. شایان ذکر است که بر اساس اسناد منتشر شده، سلیمان پیشتر در تماس های خود با مقامات آمریکایی به شدت از گروه اخوان المسلمین اصلیترین گروه مخالف دولت مصر، انتقاد کرده است. گزارش سازمان دیده بان حقوق بشر از تلاش حکومت مصر در کتمان و جلوگیری از انتشار آمار واقعی تلفات مربوط به ناآرامی های اخیر مصر حکایت دارد. رجا نیوز: نخستوزیر رژیم صهیونیستی برای پایان دادن به جنجال رسوایی اخلاقی بوجود آمده در سرویس امنیت عمومی این رژیم(شاباک) پا در میانی کرده و از 'یوال دسکین ' رئیس شاباک خواست به این قضیه پایان دهد.اردوگاههای فتنه یکی پس از دیگری فرو میریزد
علی رضائی | مواجهه میان میرحسین موسوی و سیدمحمد خاتمی که چند هفته پس از وقوع فتنه 88 رخ داد، امروز به گونهای رقم خورده که عملاً ظرفیت اجتماعی فتنه را دچار انشقاق و چند دستگی کرده است.
«مرگ بر دیکتاتور» و «مرگ بر مبارک خائن» از جمله شعارهایی بود که معترضان در این تظاهرات سر میدادند.

وی افزود: اگر آمریکا برای ایجاد تغییر در مصر فشار وارد آورد، خاندان پادشاهی آل سعودی نیز در آینده نزدیک در این راستا مورد فشار قرار خواهند گرفت.
......................................................................
.......................................................
برنامه غیر منتظره که روز شنبه با حضور علی مطهری به روی آنتن رفت با حاشیه های جالبی همراه بود .
این برنامه که به مناسبت دهه فجر از مهمانان نسبتا سیاسی دعوت بعمل می آورد در ابتدا مجری برنامه با سوال از علی مطهری پیرامون سن وی، از او درباره بهمن 57 پرسد که مطهری با بیان اینکه دقیقا آنروزها را به یاد نمی آورد درباره حال و هوای روزهای پیروزی انقلاب صحیت کرد . وی در بخشی از صحبتهایش گفت: در آنروزها بنده پدرم و آقای هاشمی رفسنجانی را به مدرسه علوی می بردم .
به گزارش صراط نیوز ، وی در بخشی از سخنانش از مردم خواست که در صورتی که اشتباهی انجام می دهد به حساب شهید مطهری نگذارند.
خانم مجری در ادامه برنامه زنده غیرمنتظره از مطهری پرسید : شما عاشق شدید و ازدواج کردید؟ که علی مطهری پاسخ داد: نخیر کاملا سنتی ازدواج کردم .
آزاده نامداری در ادامه خطاب به علی مطهری با بیان این نکته که نسل ما با نسل شما متفاوت است از وی خواست تا از نسل سوم یک انتقاد کند که مطهری با پاسخی کنایه آمیز خطاب به نامداری گفت: انتقادی که موجود نیست اما من نمیدانم سن و سال شما چه قدر است؟
وی ادامه داد: می گویند وسط دعوا نرخ تعیین نکنید اما شما زیاد خودتان را داخل نسل جدید به حساب نیاورید .
آزاده نامداری هم در پاسخ به مطهری بیان داشت که سن بنده کم است!
در این برنامه تصاویری از منزل شخصی شهید مطهری به نمایش در آمد .
پیش فروش ساندیس های راهپیمایی 22 بهمن
پیش فروش ساندیس های راهپیمایی 22 بهمن یکی از بزرگترین شرکت های تولید کننده آبمیوه در ایران که محصولات آن با نام "ساندیس" توزیع می گردد .اخیرا به بخش خصوصی واگذار شده است، طی صدور بیانیه ای نسبت به محصول خود نکاتی را متذکر شده است . 22 بهمن نشان دهنده قدرت ایران اسلامی حضور پرشور شما مردم غیور و ولایتی در راهپیمایی 22 بهمن نشان دهنده قدرت ایران اسلامی و دفاع مردم از برنامه ها و تدابیر هسته ای دولت است. استکبار جهانی، تمام اراده و توان خود را به کار گرفته تا با ایجاد تفرقه در بین مردم ایران و استفاده از تهدیدها و تحریمها، روحیه انقلابی مردم را تضعیف کند، اما مردم همیشه در صحنه و هوشیار، بار دیگر دسیسهها و نیرنگهای دشمنان را نقش بر آب کردند. این حضور باعث دلگرمی دولتمردان و موجب یاس و نا امیدی استکبار جهانی خواهد گردید . سخنگوی کمیسیون اصل 90 مجلس گفت: راهپیمایی 22 بهمن امسال بار دیگر با حضور گسترده ملت انقلابی ایران، عرصه تجدید بیعت 70 میلیونی با رهبر معظم انقلاب و کوبیدن یک مشت محکم دیگر بر دهان مستکبران جهان خواهد بود. سراسری امت حزب الله برای راهپیمایی 22 بهمن )) 22 بهمن امسال را همچون 9 دی و 22 بهمن سال گذشته و پر افتحار تر از هر زمان دیگری برگزار خواهیم کرد تا افکار فتنه گون سران فتنه برای تحرکات بهدی در نطفه خشکانده شود. امت حزب الله همیشه در صحنه بار دیگر پاسخ دندان شکنی به فتنه گران لجنی خواهد داد و خواهند دید که با تحریکات گوشه و کنار خود هرگز بجایی نرسیده و نخواهند رسید. وعده دیدار ما در روز تاریخی 22 بهمن 1388
شما می توانید با انتخاب یک یا چند محصول و تکمیل فرم و واریز هزینه ساندیس ها به حساب شماره ۲۲/۱۱/۸۹ بانک شیخ بی سواد شعبه مرحوم جزایری، به نام حمایت از نظام اسلامی، فرم را همراه فیش واریزی به آدرس شیخ آباد،
ملل نیوز به نقل از جهان همچنین از این طریق اقدام به پیش فروش "ساندیس" برای راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال نموده است.
به گزارش خبرگزاری چیز نیوز و به نقل از روابط عمومی شرکت ساندیس، این شرکت طی بیانیه ای که به مناسبت فرارسیدن سالروز انقلاب اسلامی ایران صادر نموده است، بر تاثیرگذاری ساندیس در راهپیمایی های مردمی و حضور هرچه بیشتر آنها به واسطه علاقه به ساندیس اشاره کرده و راه حل جدیدی برای بهره مندی مردم از محصولات این شرکت ارائه کرده است.
متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:
بسمه تعالی
ایرانیان عزیز، سالهاست که در کنار شما و با شعار "هر ایرانی، هر راهپیمایی، یک ساندیس" همراه با شما در روزهای سخت انقلاب و نظام بوده ایم و همگان به نقش محصولات ما در راهپیمایی های میلیونی شما امت حزب الله پی برده اند. اکنون با فرارسیدن سالروز انقلاب اسلامی ایران و در جهت کمک به حضور انبوه جمعیت مردم در راهپیمایی ۲۲ بهمن چند نکته در مورد ساندیس های شرکت ما حائز اهمیت است که مختصرا به عرض میرسانیم.
دانشمندان غربی نه، بلکه دانشمندان شرقی غرب زده، طی تحقیقات خود به این نتیجه رسیده اند که توزیع ساندیس در بین مردم حاضر در راهپیمایی به تعداد شرکت کنندگان آن افزوده و باعث می شود که شعارهایی از جنس همان طعم ساندیس ها توسط مردم سر داده شود.
یکی از دانشمندان دانشگاه آزاد واحد لندن که مدتی است از وطن دور مانده، به همراه همکاران خود در آن مرکز با انجام تحقیقات بر روی جلبک ها به این نتیجه رسیده اند که "جلبک سبز" اثر سوئی در روند رشد سایر جانداران خواهد داشت.
" دکتر مهدی هاشمی که نخواست نامش فاش نشود و نخواست که نامش به اختصار (م.ه) نوشته شود، در گفتگو با روزنامه "صبح آقا زاده ها" عنوان کرد: جلبک سبز در سالهای اخیر یکی از مهمترین آفات اجتماعی بود که تاثیرات منفی بسیاری در وحدت جامعه داشته است. ما در تحقیقات خود به این نتیجه رسیده ایم که در مقابل جلبک، ساندیس همواره توانسته است که وحدت گروه های مختلف جامعه را افزایش دهد.
همچنین آمارها نشان داده است که وجود ساندیس در راهپیمایی های مردمی می تواند به مراتب تعداد مردم را افزایش داده و به نظر ما این برای استقلال هر کشوری که مدت ها است پیروزی را شکست نداده لازم و ضروریست.
ما آزمایشات خود را بر روی نمونه ساندیس بیش از سی کشور جهان انجام داده ایم که نتایج نشان داده است ساندیس هایی که توسط دولت ایران توزیع می شود مرغوب ترین و بهترین نوع ساندیس است چرا که توانسته است زن و مرد، پیر و جوان، نوجوان و کودک و حتی طفل شیر خواره را برای حمایت از نظام خود به راهپیمایی ها بکشاند اما ساندیس های سایر کشور ها از چنین تاثیر گذاری بر روی مردم برخوردار نبوده است.
توزیع ساندیس بین سربازان ایرانی در جنگ با عراق که یکی از آنها بدون توجه به جراحت در بدنش مشغول خوردن کمپوت است.
حتی نمونه این تاثیر گذاری را در جنگ بین ایران و عراق می توان مشاهده کرد که مقامات ایران جوانها را با وعده "ساندیس" و "کمپوت" روانه جبهه ها می کردند که سر انجام به پیروزی ایران در آن جنگ و تنها به واسطه ساندیس ندیده های جنگ رفته منجر شد. بنا براین به وضوح می توان به قدرت ساندیس در معادلات سیاسی و در رفع بحرانهای اجتماعی پی برد."
ملت شریف ایران
حال که با لطف خدا و حمایت شما دنیا به رابطه ساندیس شرکت ما و راهپیمایی شما اذعان دارد و به حضور میلیونی شما در رهپیمایی ها به واسطه ساندیس پی برده است. برای بهره مندی فرد فرد شما از ساندیس های راهپیمایی پیش رو و به دلیل استقبال بی نظیر شما از ساندیس های راهیمایی ۹ دی و کمبود ساندیس در برخی مراکز استانی و همچنین برای جلوگیری از ایجاد بازار سیاه و سفید و احیانا رنگی، اقدام به پیش فروش ساندیس های راهپیمایی ۲۲ بهمن امسال می نماییم تا همگان با خیالی آسوده به فکر راهپیمایی بوده و به راحتی به ساندیس هایی با طعم دلخواهتان دسترسی پیدا کنید.
شما می توانید با انتخاب یک یا چند محصول و تکمیل فرم و واریز هزینه ساندیس ها به حساب شماره ۲۲/۱۱/۸۹ بانک شیخ بی سواد شعبه مرحوم جزایری، به نام حمایت از نظام اسلامی، فرم را همراه فیش واریزی به آدرس شیخ آباد، فلکه ممد تمدن، خیابان میر اول نه دومم نه سوم، فرعی رهنورد، کوچه ۲۲خرداد، پلاک ۸۸ فرستاده تا از محصولات این شرکت در راهپیمایی عظیم و میلیونی ۲۲ بهمن بهره مند شوید.
لیست ساندیس ها و طعم و قیمت آنها
قیمت تمامی محصولات به " شهی " است
قابل ذکر است "شهی" در فرهنگ قدیم ایران به کسی اطلاق می شده است که همینجوری به دیگران پول می داده است و در واقع بر گرفته از نام شخصی به نام "شهرام جزایری" است و امروزه واحد پول ایران را "شهی" می گویند.
ساندیس حجم ۱۰۰ بی بی سی طعم: لعن علی عدوک یا حسین، خاتمی و کروبی و میر حسین- قیمت: صد شهی
ساندیس حجم ۲۰۰ بی بی سی طعم: سران فتنه را محاکمه کنید- قیمت: صد شهی
ساندیس حجم ۴۰۰ بی بی سی طعم: خواص بی بصیرت نمیخوایم- قیمت: دویست شهی
ساندیس حجم ۵۰۰ بی بی سی طعم: مرگ بر ضد ولایت فقیه- قیمت: هزار شهی
ساندیس حجم ۷۰۰ بی بی سی طعم: مرگ بر منافق- قیمت: هزار شهی
ساندیس حجم ۹۰۰ بی بی سی طعم: مرگ بر آمریکا - قیمت:هزار و هشتصد شهی
ساندیس حجم ۱۰۰۰ بی بی سی طعم: مرگ بر اسرائیل- قیمت: دو هزار شهی
قیمت محصولات بر اساس اولویت طعم ها تعیین شده است
ضمنا محصولات جدید شرکت که به تازگی تولید شده و در راهپیمایی های قبلی موجود نبود به شرح زیر است:
ساندیس حجم ۵۰۰ بی بی سی و با طعم های حمایت از انقلاب مردم مصر و تونس و طعم های مرگ بر حسنی نا مبارک، مرگ بر بن علی دیکتاتور و با قیمت ۱۰۰ شهی
فرم زیر را تکمیل و همراه فیش واریزی به آدرس ذکر شده ارسال نمایید:
اینجانب ......... تعداد ...... ساندیس با طعم های ......... را جهت حضور در راهپیمایی ۲۲ بهمن درخواست کرده و تعهد می نمایم که ساندیس را هنگام راهپیمایی نوشیده و بر طبق طعم های آن شعار بدهم و "نی ساندیس" را در چشم دشمنان نظام و دشمنان امام خامنه ای فرو کنم.
حساب شماره ۲۲/۱۱/۸۹ بانک شیخ بی سواد شعبه مرحوم جزایری، به نام حمایت از نظام اسلامی
آدرس: شیخ آباد، فلکه ممد تمدن، خیابان میر اول نه دومم نه سوم، فرعی رهنورد، کوچه ۲۲خرداد، پلاک ۸۸
ساندیس خوران عزیز با کمک خدا و به دعای شما انشاء الله به زودی ایران در زمینه تولید ساندیس به خود کفایی رسیده و محصول خود را به دیگر کشورهای انقلاب کرده از جمله مصر، تونس، اردن و ... برای سالگرد انقلاب هایشان و حضور میلیونی مردم آن کشور ها در راهپیمایی صادر خواهد کرد.
حجت الاسلام حسین اسلامی نماینده مردم ساوه و سخنگوی کمیسیون اصل نود مجلس شورای اسلامی در گفتوگو با خبرنگار پارلمانی خبرگزاری فارس با بیان اینکه حضور با شکوه مردم در راهپیمایی 22 بهمن امسال علاوه بر پافشاری بر حفظ دستاوردهای انقلاب اسلامی، نوعی حمایت جدی از انقلاب مردم مصر و تونس است، گفت: حضور گسترده مردم در راهپیمایی 22 بهمن امسال نقطه عطف تشکیل خاورمیانه اسلامی خواهد بود.
وی با تشریح تفاوت حکومت اسلامی با حکومتهای استبدادی، اظهار داشت: حکومت منطبق بر استبداد و زور همان حکومتی است که رژیم ستم شاهی آنرا به اجرا گذاشته بود؛ حکومت استبدادی حکومتی است که براساس آن شاه مخلوع 60 هزار مستشار آمریکایی را به جان مردم انداخته و اجازه هیچگونه اعتراضی هم نمیداد.
نماینده مردم ساوه در مجلس خاطرنشان کرد: اما با گذشت زمان و وقوع انقلابی عظیم در ایران، حکومت استبدادی از بین رفته و با رهبری امام راحل، حکومت اسلامی با رعایت همه شئونات حکومتی بر مبنای اسلامی ناب محمدی(ص)، تشکیل شد.
"مردم در 32 سال گذشته، نقش آفرینی جدی در عرصههای مختلف داشته و همواره پیرو شعارهای انقلاب امام(ره) یعنی آزادگی، عدالتطلبی و پیشرفتخواهی به عنوان شاخصههای اصلی حکومت اسلامی بودهاند. "
اسلامی در ادامه افزود: در حکومت اسلامی حفظ و گسترش ارزشهای اسلامی ، صدور و انعکاس هرچه بیشتر الگوی حکومتی اسلام همواره مورد تاکید رهبر معظم انقلاب و مسئولان نظام بوده است؛ امروز وقوع انقلابهای اسلامی در مصر و تونس نیز ناشی عمل به همان تکلیفی است که ملت ایران 32 سال پیش به رهبری امام راحل آنرا به مرحله اجرا گذاشته و حکومت ظالمان را درهم شکستند.
وی در ادامه گفتوگوی خود با خبرگزاری فارس، تمایل برخی کشورهای منطقه به اسلام و وقوع انقلابهای اسلامی در کشورهایی همچون مصر و تونس و همچنین قیام مسلمانان علیه حاکمان خود فروخته را متأثر از انقلاب اسلامی سال 57 در ایران دانست و از رهبریهای امامگونه رهبر کبیر انقلاب(ره) و مقام معظم رهبری در این مسیر دشوار قدردانی کرد.
سخنگوی کمیسیون اصل 90 در ادامه اظهار داشت: امروز مفتخریم که ایران اسلامی پس از گذشت 32 سال از عمر با برکت انقلاب، به عنوان کشوری مقتدر و عزیز در جهان مطرح شده و آزادیخواهان جهان نیز از ملت ایران الگو گرفتهاند.
اسلامی همچنین با انتقاد از کسانی که به دنبال ایجاد شکاف و خیانت به ملت ایران هستند، افزود: کسانی که وقایع شوم پس از انتخابات را به وجود آورده و با چراغ سبز به غرب و دشمنان اسلام علاوه بر سر سپردگی خود، پنجه به صورت انقلاب کشیدند، باید بدانند که برای همیشه نامشان در کنار خائنانی چون بنیصدر، شاه سلطان حسین و سران ذلیل پهلوی ثبت شده است و تاریخ از آنها به عنوان وطنفروش و خائن یاد خواهد کرد.
وی خاطرنشان کرد: سران فتنه بدانند، مردمی که عاشق و شیدای رهبر عظیمالشأن انقلاب هستند دیر یا زود ایران اسلامی و خاک پاک کشورشان را از لوث وجود خائنان پاک خواهند کرد.
نماینده مردم ساوه در مجلس با بیان اینکه بی شک سرزمین باکریها، همتها و چمران ها جای منافقین و خائنان به اسلام نیست، اظهار داشت: ملت ایران با حضور گسترده در راهپیمایی 22 بهمن امسال، علاوه بر حمایت همهجانبه از ملتهای انقلابی مصر و تونس، محاکمه سران فتنه را نیز مطالبه خواهند کرد.
اسلامی در پایان خاطرنشان کرد: راهپیمایی 22 بهمن امسال بار دیگر با حضور گسترده ملت انقلابی ایران، عرصه تجدید بیعت 70 میلیونی با رهبر معظم انقلاب و کوبیدن یک مشت محکم دیگر بر دهان مستکبران خواهد بود.





گفتگویی متفاوت با مهدی هاشمی
مهدی هاشمی که امسال با سه فیلم در جشنواره فجر حضور دارد همکاری مجدد با علی رفیعی در فیلم سینمایی "آقا یوسف" و استفاده از تجربه این کارگردان را کلاس درس برای خود دانست و تاکید کرد دلیل پرکاریاش در سینما پیشنهادهای متفاوت است. * یکی از نقشهای متفاوت شما امسال در جشنواره فیلم فجر بازی در "مصائب چارلی" به کارگردانی علیرضا سعادتنیا است همکاری با کارگردان فیلم اولی چه طور بود؟ - مهدی هاشمی: من پیش از این فیلم کوتاهی از علیرضا سعادتنیا را دیدم که به عقیده من خیلی خوب بود. فیلمنامه "مصائب چارلی" را دو سال پیش خواندم که قصه آن من را جذب کرد. این کارگردان سینما حدود هفت سال برای نگارش و ساخت این فیلم به کردستان عراق سفر میکرد و با کمک مرکز گسترش سینمای مستند و تجربی این فیلم به مرحله تولید رسید. کارگردان با تمام مشکلاتی که در راه تولید این فیلم داشت، تلاش کرد ویژگیهای آن را به هیچ قیمتی از دست ندهد. حتی حاضر نشد عوامل فیلم را با وجود تمام این شرایط تغییر دهد. او حتی برای لحظهای از فضای ایدهآلی که برای "مصائب چارلی" در ذهن خود ترسیم کرده بود، فاصله نگرفت. * گویا این فیلم با الهام از یکی از آثار چارلی چاپلین ساخته شده است؟ - بیشتر فیلمهای چارلی چاپلین درباره مشکلات جامعه است. این فیلم هم به همین زوایا میپردازد. در "مصائب چارلی" مشکلات و بدبختیهای جهان سوم به تصویر کشیده می شود. مشکلاتی که به دلیل جنگ به وجود آمده است. به عقیده من حتی مشکلات این جامعه از زمان چاپلین نیز بیشتر شده است. اگر کارگردان فیلم کردستان عراق را برای لوکیشن خود انتخاب کرده است، نمادی است از کشورهایی که در آنجا جنگ رخ داده و این وضعیت نامطلوب عواقب آن است. * فیلم سینمایی "آقا یوسف" یکی از فیلمهای مهم این دوره از جشنواره است، شما در این فیلم هم نقش اول را بازی کردید. همکاری با یک کارگردان باسابقه تئاتر برای شما که سابقه تئاتری دارید حتما جذاب بوده. - من حدود 34 سال پیش با علی رفیعی زمانی که تازه از خارج برگشته بود در نمایش "خاطرات و کابوسها" همکاری کردم. این نمایش فرصتی بود که از تجربیات ایشان استفاده کنم. بعد از این سالها دوباره فرصتی فراهم شد تا در فیلم "آقا یوسف" با ایشان همکاری مجدد داشته باشم. من زمان بازی در آن نمایش از جهت بیان و بدن با تمرینهایی که انجام میدادیم، به نوعی ورزیده شدم. در "آقا یوسف" هم بعد از گذشت سالها احساس میکنم نکتههای فراوان جدیدی از ایشان یاد گرفتم. همکاری با رفیعی مثل کلاس درس است. * درباره نقش خود در این فیلم توضیح میدهید. - من در این فیلم نقش مردی را بازی میکنم که زمانه باعث شده دست به کاری بزند که دور از شان اوست. او بازنشسته است و این شغل را برای امرار معاش انتخاب کرده است. در همین میان ماجرایی برای وی پیش میآید که شخصیت را میشکند. ضربهای که او را بیشتر از شرایط شغلی و دشواری زندگی مورد آسیب قرار میدهد. * "آقا یوسف" فضای متفاوتی نسبت به فیلم اول علی رفیعی "ماهیها عاشق میشوند" دارد؟ - تنها وجه اتشتراک این دو فیلم زیبایی بصری است. آقای رفیعی استاد طراحی صحنه و لباس است به همین دلیل در هر دو فیلم به لحاظ تصویری، صحنههای بسیار زیبایی دیده میشود. این تنها وجه مشترک این دو اثر است. اما به لحاظ فضای داستانی این فیلمها کاملا با هم متفات هستند. *"خانه پدری" به کارگردانی کیانوش عیاری سومین همکاری شما با این کارگردان بعد از مجموعههای تلویزیونی "روزگار قریب" و "هزاران چشم" است. بداقبالی است که فیلم با مشکل روبرو شد و در جشنواره به نمایش در نمیآید. - به عقیده من "خانه پدری" فیلم بسیار مهمی در تاریخ سینمای ایران است. فیلمی که موضوع آن بسیار تکاندهنده است. عیاری کارگردان بزرگ و استثنائی سینمای ایران است. متاسفم که برای نمایش این فیلم در جشنواره فجر فضایی فراهم نشد. * "نسیان" اولین همکاری شما با احمدرضا معتمدی محسوب میشود. فیلمسازی که اغلب آثارش وجوه فلسفی دارند. - معتمدی فیلسوف سینما است، معلم فلسفهای که علاقمندی زیادی به این نوع سینما دارد. حتی قبل از شروع کار و در همان ابتدا وی چندین فیلم به من نشان داد که همه متاثر از علاقه او به سینمای فلسفی بود. "نسیان" براساس یک داستان واقعی به تصویر کشیده نشده است. بلکه وی تلاش کرده با افکار خود شخصیتهایی را خلق کند و آنها را در عرصه زندگی به حرکت در آورد تا نظریهای را به اثبات برساند. این کار سختتر از ساختن فیلمی بر اساس واقعیت است. "نسیان" درباره باور و اعتقاد است، درباره داتشن و نداشتن ایمان است. امیدوارم با تمام تلاشهایی که برای تولید این فیلم صورت گرفته نتیجه خوبی حاصل شود. * شما قبل از فیلم "هیچ" به کارگردانی عبدالرضا کاهانی که سال گذشته در جشواره فجر به نمایش در آمد، چند سال از فضای سینما دوربودید. اما امسال چهار فیلم سینمایی در کارنامه دارید. اتفاق تازهای افتاده؟ - این شاید بخت من بوده، خوشبختانه پیشنهادهای خوبی از کارگردانان صاحب تفکر داشتم تا بتوانم تجربیات متفاوتی را به نمایش بگذارم.
نهضت سبز نبوی به گزارش شبکه ایران، در حالی که ایامالله دهه مبارک فجر خاطرات انقلاب اسلامی را برای مردم کشورمان زنده کرده است، انقلابی که در گوشه و کنار سرزمین مصر جریان دارد نیز، بعضا صحنههایی از انقلاب اسلامی را یادآوری میکند. کسانی که سال 57 را به خاطر دارند، هنوز صحنه تقدیم گل از سوی مردم انقلابی ایران به سربازان ارتش را فراموش نکردهاند. عکس ذیل، کودکی مصری را نشان میدهد که در میدان تحریر، به سرباز هموطنش گل تقدیم کرده است تا نشان دهد که با کسی سر جنگ ندارد و تنها به دنبال حقوق و آینده خود به خیابان آمده است.
این کاریکاتوریست که از چند سال پیش به کانادا پناهنده شده و در سایتهای ضد انقلابی چون "روزآنلاین" فعالیت می کند، در عین حمایت از سران داخلی فتنه، برخی مواضع آنان را در قالب کاریکاتور به تمسخر می گیرد. نهضت سبز نبوی به گزارش شبکه ایران، این کاریکاتوریست که از چند سال پیش به کانادا پناهنده شده و در سایتهای ضد انقلابی چون "روزآنلاین" فعالیت می کند، در عین حمایت از سران داخلی فتنه، برخی مواضع آنان را در قالب کاریکاتور به تمسخر می گیرد. گفته می شود محمد خاتمی در ماه های اخیر به کمک نزدیکانش درصدد زمینه سازی برای بازگشت بدون شرط به عرصه سیاسی کشور است. او در این راستا حتی اقدام به شرط گذاری برای نظام هم کرده است. در واکنش به این موضوع، بخشی زیادی از ناظران و فعالان سیاسی با یادآوری نقش آقای خاتمی در هدایت فتنه 88، تاکید کرده اند که وی برای بازگشت ابتدا باید از اقدامات سابق خود و جریان فتنه به طور رسمی اعلام برائت کند و سپس به اجرای قانون تن دهد.
پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و آشنایی مردم منطقه با انسان بزرگی چون امام خمینی (ره)،سر آغاز حرکتهای اسلامی و بیدار شدن مسلمانان بود. اشتباههای مکرر غرب از ترس اسلامخواهی
آغاز شکست از ورود به خلیجفارس در تابستان 1987 با فرمان امام خمینی (ره)، انتفاضه مردم فلسطین آغاز شد. نبرد سنگ با گلوله وقتی همزمان شد با مشت کوبیدن ایران به دیوارهای بصره و عملیاتهای کوچک اما مؤثر حزب الله لبنان، امریکا را ناگزیر کرد در منطقه حضور مستقیم داشته باشد. هدف قرار دادن ناوچهها و سکوهای نفتی ایران در کنار کمک مستقیم به صدام برای باز پسگیری فاو و جنایت علیه هواپیمای مسافربری ایران در خلیج فارس چند نمونه از نتایج حضور مستقیم امریکا بود. با این حال همین که امریکا مجبور شد خود به منطقه بیاید، اولین نشانه شکست هیمنه این ابرقدرت به حساب آمد. فروپاشی شوروی، دو سال پس از فرار فضاحتبار از افغانستان، شاید تا حدودی خیال امریکا را از بابت شرق راحت کرد اما انقلاب اسلامی، مشکل بزرگتری به نظر میآمد. این انقلاب علاوه بر حمایت از قشر مستضعف آنها را به دینداری دعوت میکرد و رهبر آن فردی بود که مانند مستضعفان زندگی میکرد و کلامش بین ملتهای منطقه نافذ بود. حملات رسانهای در کنار تقویت حضور نظامی برای خاورمیانه در طول دهه 90 گسترش یافت. تهاجم فرهنگی علیه ملتهای مسلمان به ویژه ایران، به شکل فزایندهای افزایش یافت با این حال برآوردها نشان میداد مسلمانان از ثبات انقلاب اسلامی با وجود موانع بسیاری که غرب ایجاد میکرد و مشاهده برخی پیشرفتها در ایران، انگیزههای لازم برای خیزش علیه حکومتهای دست نشانده را در آنان افزایش میداد. سال 1999 در ایران، فتنهای برپا شد که غربیها را برای سرنگونی نظام ایران و به تبع آن انقلاب اسلامی امیدوار کرد. عبور مقتدرانه ایران از این خطر، ثمرات بزرگی داشت که اولین آن در سال 2000 با فرار ارتش رژیمصهیونیستی از جنوب لبنان همراه بود. رزمندگان حزب الله که اقتدار انقلاب اسلامی را دیده بودند بردامنه حملات خود علیه اشغالگران افزودند و آنها را وادار به فرار کردند. تحرکات پنهان در عراق، افغانستان و دیگر کشورهای مسلمان، نگرانی امریکا و به ویژه رژیم صهیونیستی را بیشتر کرد. به این ترتیب برای تسلط کامل بر منطقه، اشغال عراق و افغانستان که عمق استراتژیک ایران در سالهای بعد شد، در دستور کار قرار گرفت. امریکاییها نگران عراق پس از صدام و افغانستان پس از نجیبالله بودند. البته در این زمان ربانی حاکم افغانستان بود و امریکا نگران تسلط ایران بر این کشور. سال 2001 به بهانه مبارزه با تروریسمی که طالبان در افغانستان به نیابت از امریکا به وجود آورده بود ارتش ایالات متحده و متحدانش به این کشور حمله کرد. دو سال بعد عراق زیر چکمه اشغالگران قرار گرفت. با این حال خیلی زود ورق برگشت. عراق در اشغال امریکا تحت نفوذ گروههای معارض حزب بعث درآمد و طولی نکشید که دولت تحت حاکمیت نخست وزیر شیعه بر سر کار آمد. یعنی آن چیزی که امریکا و رژیم صهیونیستی نمیخواستند شکل گرفت. این یک اشتباه محاسباتی از سوی امریکا بود که میاندیشید میتواند به جای صدام یک حاکم نظامی امریکایی را در عراق بر سر کار بیاورد و سپس دموکراسی مورد نظر خود را پیاده کند. اما وقتی با گروههای معارض عراقی مواجه شد، قافیه را باخت. معارضسازی تقلبی در کشورهای اسلامی در افغانستان هم وقتی ظرفیت مجاهدان افغان و اهل تسنن خارج از طالبان و القاعده در مقابل اشغالگران قرار گرفت، محاسبات تیم ورزیده خانم رایس را بر هم ریخت. تجربه عراق و افغانستان به امریکا فهماند که برای تغییر حکومتها ابتدا باید یک گروه معارض تقلبی در مقابل خود بتراشد و جنبشها و انقلابها را منحرف سازد. این روش ابتدا در ایران و در فتنه 88 خود را نشان داد که برخی با شعارهای امام(ره) به صحنه آمدند اما زمانی نگذشت که چهره واقعی خود را نشان دادند. شکست فتنه 2009 در ایران، افقی ناامیدکننده در برابر امریکا و خروشی عظیم در ملتهای منطقه ایجاد کرد. امریکاییها که به فکر امنیتیسازی منطقه تا سال 2012 بودند و میخواستند کمربند امنیتی رژیم صهیونیستی را محکم کنند به فکر تعویض نیروهای سیاسی منطقه با نیروهای امنیتی افتادند غافل از اینکه گروههای معارض در مصر، تونس، الجزایر و دیگر ممالکت عربی از نیات امریکا مطلع شده و آماده باز شدن فضای سیاسی و امنیتی منطقهاند. با این حال امریکا در میانه تولید نیروهای معارض تقلبی، خطر منطقه شمال افریقا را حس کرد و کمی زودتر از موعد که (ابتدای 2012 بود) در ابتدای 2011 تغییرات را کلید زدند. این اشتباه از آنجا نشأت گرفت که متوجه فعالیتهای گروههای معارض برای خروج علیه حکومتهای مستبد عربی شدند. به محض فرار زینالعابدین بن علی و باز شدن فضا در تونس، گروههای اسلامی به خیابانها آمدند و معارضان تقلبی را در خود هضم کردند. در مصر نیز همین اتفاق افتاد و گروههای پیرو امثال البرادعی در میان سیل مردم مسلمان و آزادیخواهان حقیقی مصر، غرق شدند. بلافاصله امریکاییها وارد فاز تغییر شدند و عمر سلیمان را به عنوان معاون رئیسجمهور و در حقیقت به عنوان حاکم آینده به مبارک تحمیل کردند(مبارک تا قبل از فرار پسرش به لندن، موافق حاکم شدن سلیمان پس از خودش نبود) در تونس اما آمدن راشد الغنوشی که میخواهد راه امثال اردوغان را برود، با استقبال امریکاییها مواجه نشد. آنها مجبورند که فردی چون او را بپذیرند؛ چرا که مردم آمدن افراد امنیتی به جای بن علی را نپذیرفتند. اکنون این نگرانی برای مردم مسلمان تونس و مصر وجود دارد که راشد الغنوشی و البرادعی به عنوان سوپاپ اطمینان حکومتهای امنیتی بر سر کار آیند که البته این بحث در تونس آنچنان قوی به نظر نمیرسد، اما با توجه به سابقه البرادعی، احتمال قرار گرفتن او در سناریوی امریکا بالاست ولو اینکه ظاهراً به حکام واشنگتن و عمر سلیمان فحش هم بدهد. شکست معارضسازی تقلبی با انقلاب مصر
'اریک بلاترو' فیلمساز وکمدین فرانسوی با بیان اینکه مردم جهان از سخنرانی های رییس جمهوری ایران استقبال می کنند، گفت: من به رییس جمهوری اسلامی ایران و برادران مبارزشان افتخار می کنم ،چرا که ثابت کردند صهیونیست چیزی جز دروغ نیست. وی با بیان اینکه از زمانی که پی بردم صهیونیسم همه را بازی می دهد، برای جلوگیری از اقدامات وحشیانه رژیم اشغالگر قدس تلاش کردم، اظهار داشت: در فرانسه از سیاست های رژیم اشغالگر قدس انتقاد کردم و شغلم را از دست دادم، حتی توسط افرادی نیز مورد ضرب و شتم قرار گرفتم، چون من ضد صهیونیسم بودم. این فیلمساز فرانسوی با بیان اینکه هنرمندان ضدصهیونیستی زیادی در سراسر جهان حضور دارند، یادآور شد : من به ایران آمدم چون می دانستم که می توان آزادانه به این موضوع پرداخت و برای آن راهکار ارایه داد. بلاترو خاطر نشان کرد: صهیونیسم به گونه ای عمل می کند که اوضاع به سرعت در حال عوض شدن است. وی تاکید کرد: امروزه صهیونیست ها در همه کشورها مورد تحقیر قرار می گیرند و این وضعیت انرژی خاصی به ما می دهد که بیشتر و جدی تر در این مسیر مقابله با اهداف شوم آنها حرکت کنیم. این فیلمساز و کمدین فرانسوی تصریح کرد: برخی از مدعوین در این همایش به تکنولوژی فیلم ها اشاره کردند ،ولی مبارزان حزب الله بدون اینکه این تکنولوژی را داشته باشند ،پدر این استعمار را درآوردند. ** صهیونیست ها روایت های مسیحی را نیز تحریف می کنند وی افزود : تمام فیلم های هالیوودی در حول و حوش باستان شناسی، در خاورمیانه اتفاق می افتند و مردم این سرزمین را مورد تجزیه و تحلیل قرار می دهند. این استاد دانشگاه تصریح کرد : دوران فیلم هایی جون 'ایندیانا جونز' به پایان رسیده چرا که مردم مبارز فلسطین در جنگ 22 روزه و همچنین اقدامات هوشمندانه جمهوری اسلامی ایران به فعالیت های آنها خاتمه دادند. وی با تاکید بر اینکه صهیونیسم ها روایت های مسیحی را نیز تحریف می کنند، خاطر نشان کرد: صهیونیست ها می خواهند به هر شکلی یهودی را مطرح کنند و این به نوعی حمله به مسیحیت هم است. موفا تاکید کرد: هالیوود یک موسسه فیلمسازی نیست ،بلکه با ابزارهای مختلفی که در اختیار دارد، در جهت تحقق اهداف رژیم اشغالگر قدس قدم برمی دارد. شهردار تهران گفت: همه دستگاهها از جمله شهرداری تهران باید دقت کنند که از نمادهای فراماسونری در شهر استفاده نکنند؛ اگر هم در جایی نمادی نصب شده، از دست در رفته است. ملل نیوز به نقل از فارس، محمدباقر قالیباف امروز در سیصد و پنجاه و چهارمین جلسه علنی شورای اسلامی شهر تهران بعد از ارائه توضیحاتی درباره کلیات بودجه سال ۱۳۹۰ شهرداری تهران، در جمع خبرنگاران حضور یافت و در پاسخ به پرسش خبرنگار فارس مبنی بر اقداماتی که نسبت به جمعاوری نمادهای فراماسونری در شهر انجام شده، اظهار داشت: بحث نمادهای فراماسونری متعلق به تهران نیست و موضوعی عمیق است که در همه کشور و حتی کشورهای دیگر نیز مورد توجه قرار دارد. شهردار تهران افزود: این حرکتی است که سازمان دهی شده پیش میرود و فکر میکنم همه دستگاهها از جمله شهرداری تهران باید با این موضوع با هوشمندی و دقت بیشتری کار کنند؛ اگر جایی نمادی وجود دارد از دست در رفته است. قالیباف تصریح کرد: بنده فکر میکنم جریاناتی که این موضوع را دنبال میکند کاملا برنامهریزی شده عمل میکنند و علاوه بر اینکه باید با آنها برخورد شود لازم است نسبت به پیشگیری و دقت در طراحی کار توجه بیشتری صورت گیرد. وی با بیان اینکه این کار خاص شهرداری نیست، خاطر نشان کرد: این اقدام یک کار ملی است و همه مردم، اندیشمندان و صاحبان سبک و هنر باید نسبت به این موضوع توجه کنند طبیعتا شهرداری نیز به عنوان مدیریت شهری باید به این موضوع تأکید بیشتری داشته باشد. شهردار تهران در پاسخ به پرسش یکی دیگر از خبرنگاران درباره رویکردها و سیاستهای شهرداری درباره بودجه سال ۹۰، گفت: برای توسعه مترو، اتوبسرانی البته با تأکید بر خطوط BRT توجه بیشتری در بودجه سال ۹۰ صورت گرفته است که در این راستا بحث فرهنگسازی و استفاده از دوچرخه نیز در بودجه سال ۹۰ مورد توجه شهرداری است. وی با بیان اینکه در بخش دیگری از بودجه شهرداری بر کوچکسازی اشاره شده، اظهار داشت: هدفمندی یارانهها برای کشورمان لازم بود ولی آثار جدی آن را باید در سال ۹۰ در جامعه شاهد بود. وی ادامه داد: هدفمندی یارانهها علیرغم اینکه میتواند در افزایش درآمدهای ما تأثیرگذار باشد. هزینههای ما را هم افزایش میدهد چرا که قیمت حاملهای انرژی نیز افزایش یافته است اما در قانون پیشبینی شده که این هزینهها از چه محلی باید جبران شود. قالیباف در پاسخ به پرسش یکی از خبرنگاران مبنی بر اینکه ممکن است قوانینی که به آن اشاره کردید به درستی اجرا نشود؟ گفت: اگر قانونی نوشته شود ولی مورد اجرا قرار نگیرد دیگر سنگ روی سنگ بند نمیشود استعمارگران با تجویز داروهای خوابآور همچون ابتذال فرهنگی، التقاط سیاسی و مشغول کردن ملتها به امور کم ارزش، مسلمانان را از درک حقیقت و منطق قرآن باز داشتند، اما ظهور عالمان روشن ضمیری چون آیتالله شیخ فضل الله نوری، آیتالله مدرس و حضرت امام خمینی (ره) زمینه بیداری اسلامی را فراهم آورد. تا قبل از پیروزی انقلاب اسلامی در ایران، تهران به عنوان ژاندارم امریکا در منطقه محسوب میشد. پس از انقلاب این وظیفه خطیر به عراق صدام واگذار شد. با این حال پس از شکستهای سنگین ارتش بعث عراق، آن هم با ادوات و تجهیزات پیشرفته و کمک مستشاران نظامی زبده غربی و شرقی در مقابل رزمندگان کم امکانات ایران اسلامی، واشنگتن احساس کرد دیگر از راه دور قادر به کنترل حساسترین منطقه جهان نیست و باید باحضور مستقیم از منافع خود و رژیم صهیونیستی محافظت کند. وقتی در سال 1982 حمله رژیم صهیونیستی به لبنان با مقاومت جانانه شیعیان جنوب این کشور مواجه شد، آگاهان و خبرگان مسائل استراتژیک فهمیدند که دوران ژاندارمها پایان یافته است. البته پنج سال طول کشید تا این حقیقت را به درستی درک کنند و وارد عمل شوند.
به گزارش مهر، مهدی هاشمی امسال قرار بود با چهار فیلم "خانه پدری" به کارگردانی کیانوش عیاری، "آقایوسف" ساخته علی رفیعی، "آلزایمر" به کارگردانی احمدرضا معتمدی و "مصائب چارلی" ساخته علیرضا سعادتنیا در بیست و نهمین جشنواره فیلم فجر حضور داشته باشد، اما فیلم "خانه پدری" با مشکلات ممیزی روبرو شد و از جشنواره کنار ماند، هاشمی در این گفتگو درباره حضور خود در این چهار فیلم و نقشهای متفاوتی که بازی کرده است، صحبت کرد.
کاریکاتور / خبر خوب و بد خاتمی

در چنین شرایطی رژیم صهیونیستی نگران است که مصر به عراق دیگر تبدیل شود ولو اینکه حاکم آن اهل تسنن باشد. نسل زیر 50 سال مصر بیش از آنکه تحت تأثیر ناصریها و لیبرالها باشند از حماس و حتی حزب الله لبنان الگو میگیرند. بنابراین باز شدن فضای مصر میتواند در طول کمتر از یک دهه، این کشور را به چالشی بزرگ برای تلآویو تبدیل کند. آثار شکست طرح امریکا و رژیم صهیونیستی در مصر هویدا شده است با اینکه معارضان تقلبی با تغییر شعارها از اسلامخواهی به نان و بیکاری تلاش دارند، نقش سوپاپ اطمینان را در دوران انتقال قدرت ازمبارک به سلیمان بازی کنند اما حضور سازمانیافته گروههای معارض واقعی، کوشش آنان را به شکست کشانده است. در این شرایط اگر سلیمان مستقر هم شود نمیتواند به طرح امنیتیسازی منطقه کمک کند و باید بیشتر انرژیاش را صرف کنترل اعتراضات کند این یعنی اینکه غرب باز هم اشتباه کرد. در واقع انقلاب اسلامی، کمترین اثرش به اشتباه انداختن غرب به صورت مکرر است. به باز شدن فضای مصر از هر زاویهای که نگریسته شود شکست امریکا و پیروزی گفتمان انقلاب اسلامی معلوم میشود. امریکاییها از ترس مرگ به خودکشی دست زدند و این ترس را انقلاب اسلامی به جانشان انداخت. آمدن سلیمان، دردی را از امریکا دوا نمیکند و آینده مصر و به تبع آن، کل جهان عرب از آن گروههایی است که با الهام گرفتن از انقلاب اسلامی، برای تحقق اسلام حقیقی و به تبع آن بهتر شدن اوضاع زندگیشان جهاد خواهند کرد. بنابراین انقلاب مصر، شکست امنیتیسازی در اطراف رژیم صهیونیستی و تشدید سرعت این رژیم در سراشیبی اضمحلال است.
به گزارش ایرنا، 'اریک بلاترو' عصر دوشنبه در نشست 'هالیوودیسم و سینما' افزود : در ایران آزادی بیان حاکم است و شما بیاید حداکثر استفاده را از این امر ببرید و جنایت های صهیونیست ها را برملا کنید، چرا که آنها دوست ندارند مردم جهان در این زمینه اطلاعات داشته باشند.
'کلودیو موفا' نیز در بخش دیگری از این نشست به فیلم 'ایندیانا جونز' اشاره کرد و گفت: این فیلم تعریفی از استعمارگرایی را در خود حفظ کرده و این امید را به استعمارگران می دهد که با جنگ و ایجاد وحشت شکل جدیدی به استعمار خود بدهند.
موفا یادآور شد : یهودی ها درصددند که با جعل تاریخ ثابت کنند که قبل از مسلمانان در منطقه بیت المقدس ساکن بودند.
به گفته این استاد دانشگاه، صهیونیست ها نه تنها از طریق ساخت فیلم، بلکه از طریق تالیف کتاب به تحریف تاریخ می پردازند.واکنش قالیباف به نصب نمادهای فراماسونری
قاسم رحمانی | پیروزی انقلاب اسلامی در ایران و آشنایی مردم منطقه با انسان بزرگی چون امام خمینی (ره)،سر آغاز حرکتهای اسلامی و بیدار شدن مسلمانان بود.و اینگونه انقلاب اسلامی بر خاورمیانه تأثیر گذاشت
عکسی از مصر که یاد انقلاب اسلامی ایران را در
اذهان زنده میکند
حامی جدید دیکتاتور مصر را بشناسید
به گزارش خبرگزاری رویترز، عبادی تظاهرات های اخیر مردم مصر علیه حسنی مبارک را محکوم کرد.
وی با حمایت از رژیم مبارک مدعی شد، قیام مردم مصر اشتباه است و نباید بر علیه رژیم حسنی مبارک قیام کنند چون ممکن است با کنار رفتن وی یک دیکتاتور حکومتشان را بدست گیرد.
شیرین عبادی در ادامه خطاب به هم پیمانان غربی اش بار دیگر از آنها خواست به حمایت فتنه گران خارجی و داخلی ایران بپردازند و پرداختن به کشورهایی مانند مصر و تونس و یمن و اردن آنها را از دخالت در امور ایران بازندارد.
وزیر دفاع گفت: در دهه فجر 2 ماهواره رصد و فجر رونمایی میشود و در آینده نیز این دو ماهواره پرتاب خواهند شد.
به گزارش فارس، وحیدی وزیر دفاع در حاشیه مراسم تجلیل از برگزیدگان جشنواره خوارزمی در جمع خبرنگاران گفت: وزارت دفاع در حوزه تحقیق و پژوهش برنامههای گستردهای را دارد.
وی ادامه داد: ما پروژههای زیادی را در زمینه تحقیق و پژوهش در دست اجرا داریم که برخی از این پروژهها وارد جشنواره خوارزمی میشوند و به طور معمول رتبههای خوبی را در این جشنواره کسب میکنند که این نشان از سطح بالای تحقیق در کشور و صنایع دفاعی است.
وزیر دفاع افزود: تمام پروژههایی که در وزارت دفاع انجام میشود با هدف تجاریسازی و کاربردی کردن و تبدیل به محصول است.
وی با اشاره به اینکه پروژه طراحی ماهوارههای متعددی را در دست اجرا داریم، گفت: ماهوارههای فجر و رصد در دهه فجر رونمایی میشوند و در آینده این 2 ماهواره پرتاب خواهند شد.
عکس/ سلاحی که با آن مردم مصر را ترور می کنند

هنگامی که بخواهد انقلابی مردمی مثل آنچه اینک در مصر در حال رخ دادن است، نهایی شود؛ دشمنان دو راه بیشتر در پیش ندارند؛ نخست اینکه جلوی حرکت عظیم مردمی بگیرند که کاری بسیبار دشوار است. و دیگر اینکه کسانی مثل محمد البرادعی و انقلابیون بدلی را تقویت کنند تا پس از مدتی،سکاندار اصلی انقلاب شوند. این یک قاعده کلی است که در هر انقلابی، حتی حرکت انقلابی پیامبر خاتم، جریان منافق نفوذ کند. این جریان تا زمانی زنده است که انقلاب هم زنده است.
هاشمی عوض شده است یا نگاه ما به هاشمی؟
هاشمی در مخالفت با ولیّ فقیه خود، چه به شکل تندروانه و افراطی و چه به شکل تفریطی اش، انسانی سابقه دار است و به نظر می رسد، هیچ تغییری نسبت به اول انقلاب و حتی پیش از انقلاب نکرده است: تراب حقشناس از سران منافقین می گوید که "نامه مفصل هاشمی رفسنجانی
۱ به امام، درباره مجاهدین را من به عراق بردم ... آیت الله خمینی هیچ جواب مثبتی به آن نامه ها نداد۲." وی همچنین به نامه آمرانه منتظری
۳ به امام راحل در حمایت از منافقین اشاره دارد. حقشناس می گوید: "امام صریحا گفت که من با جنگ مسلحانه مخالفم" با این حال [برخی از] روحانیون مبارز داخل ایران هم چنان به سازمان کمک می کردند.۴
کتک خورده ها و مدافعین منافقین:
مهدوی کنی در خاطراتش از حمایت هاشمی، لاهوتی و خودش از مجاهدین، میگوید: "ما برای این آقایان (مجاهدین) خیلی کتک خوردیم، بنده دو ماه به خاطر همین آقایان شکنجه دیدم، ولی احدی را لو ندادم۵." یکی از هم عقیده های هاشمی در این مساله، می گوید: "من فقط در سال ۱۳۵۰ از وجوهات بازار چندین میلیون تومان به سازمان مجاهدین کمک کردم"
۶.
ادعای عجیب هاشمی در مقصر دانستن علما در جریان منافقین:
هاشمی در خاطراتی از زندان شاه: "سازمان مجاهدین خلق در ابتدا بر اساس اسلام و تشیع تشکیل یافت، ولی نه آنان سراغ اهل علم و متخصصین مسائل اسلامی رفتند و نه اهل علم به آنان توجه کردند و قهراً کار به دست افراد فرصتطلب و ناوارد افتاد و به انحراف کشیده شد." ۷ این در حالی است که امام خمینی، امام خامنه ای و علامه مصباح، از اول هیچ نگاه مثبتی به اینان نداشتند؛ بلکه به عکس، دیدگاه های آنان را التقاطی می دانستند.

پاسخ یک منافق معدوم به اتهام هاشمی به علما:
نگاهی به ارتباط این گروه با امام و برخورد امام با آنان می تواند بطلان ادعای هاشمی را نشان دهد: "حسین روحانی پس از انقلاب در مصاحبه ای در سیمای جمهوری اسلامی ایران، اعتراف کرد که از طرف سازمان، بهنجف رفته و طی هفت جلسه با امام گفتگو کرده است. وی دوکتاب راه امام حسین و راه انبیاء راه بشر را به امام داده است. وی توضیح میدهد که امام تحلیل ما را از معاد، یک تحلیل مادی قلمداد کرد. دعایی در این باره میگوید: امام درباره کتاب «راه انبیاء راه بشر» فرمودند که اینها ضمن این کتاب میخواهند بگویند که معادی وجود ندارد و معاد، سیر تکاملی همین جهان است و این چیزی است بر خلاف معتقدات اصولی اسلام. ۸"
چون مصباح با منافقین نبوده است، پس با انقلابیون نبوده است!
بنده، از حجت الاسلام و المسلمین اکبر میرسپاه شنیدم که یک صبح جمعه، هاشمی به قم آمده است تا حمایت آیت الله مصباح از مجاهدین خلق (منافقین) را جلب کند. اما هر چه در حضور حضرت آیت الله خامنه ای اصرار می کند، آیت الله مصباح می گوید صلاحیت آنان برای من احراز نشده است. هاشمی می گوید که من آنان را می شناسم، و با اعتماد به قول من، آنان را تایید کنید! آیت الله مصباح پاسخ می دهد که اعتماد شما، نتیجه اش امضای خودتان است، و اگر من امضا کنم، نشان اعتماد بنده به آنان است نه به شما!"
مصباح، مرد منافق شناس انقلاب اسلامی ایران:
در یک جریان دیگر آقای میرسپاه می گفت: "در یک جلسه ای (قبل از اعلام انقلاب ایدئولژیک مجاهدین خلق و افشای ارتدادشان)سخن از مجاهدین به وسط می آید، وقتی نظر آیت الله مصباح را جویا می شوند، ایشان می گوید: "من بوی نفاق از اینان احساس می کنم". آنگاه هاشمی اعتراض می کند که چرا نیروهای کارامد انقلابی را این چنین از دم تیغ نفاق می گذرانید!. چند سال بعد که هاشمی به عیادت علامه مصباح می رود، به ایشان می گوید: یادتان هست که می گفتید، بوی نفاق از مجاهدین می آید؟ علامه مصباح، سکوت می کنند، پس از چند بار تکرار، ایشان می گوید، که ما چوب تیز بینی خود را می خوریم (یا عبارتی نظیر این). علامه مصباح، اخیرا در توصیف شرح صدر امام خامنه ای تمثیلی معنادار آورده اند: "مقام معظم رهبری در شرح صدر، مانند تاجری است که ۲۰ سال است میداند شریکش خائن است ولی، او را تحمل می کند" دریافت این تمثیل
به زندان افتادن هاشمی به جرم حمایت از منافقین:
هاشمی در برنامه فوقالعاده (20 بهمن 85، شبکه سوم سیما) اعتراف می کند که یکی از زندان های سیاسی قبل از انقلابش، به جرم حمایت از مجاهدین خلق [منافقین] بوده است. او می گوید هنگامی که از سفر آمریکا برگشت، ساواک او را به جرم همکاری با گروه مسلحانه مجاهدین خلق، بازداشت و روانه زندان کرده است.
اغفال شدن هاشمی در حمایت از منافقین، یا احتمال دیگری که امام آن را سربسته گذاشت:
سید حمید روحانی تاریخ نگار انقلاب از سوی امام: "در سال 52 حجت الاسلام هاشمیان امام جمعه امروز رفسنجان، نامهای به امام نوشتند که آقای هاشمی از ما میخواهد وجوهات شرعی را برای کمک به سازمان مجاهدین خلق در اختیارش قرار دهیم که امام فرمودهاند جایز نیست و احتمالا آقای هاشمی در این قضیه اغفال شده است۹." به راستی احتمال دیگری که می رود و امام راحل آن را ذکر نکرده اند چیست؟
اعترافات یک عضو خانواده هاشمی به ارتباط تنگاتنگ با منافقین در مصاحبه با شهروند امروز:
مصاحبه دختر بزرگ هاشمی (فاطمه) با نشریه شهروند امروز 13 دی 88: "[آذرماه 57] به پدرم گفتم که چه عجلهای بود که [خواستگاری سعید و حمید لاهوتی را] امشب به ما بگویید. پدر گفتند که آقای لاهوتی میخواست به فرانسه برود و گفته بود که این جواب را از شما بگیرم تا با خیال راحت به فرانسه برود."
"بعد از انقلاب و بازگشت آقای لاهوتی از فرانسه، ... یادم هست که شب سالگرد مصدق بود که آقای لاهوتی به خانه ما آمدند، قرار بود که فردای آن روز ما و دوستانمان [ظاهرا دختران] برنامهای را برای مصدق در مدرسه پسرانه [!] خوارزمی تجریش برگزار کنیم."
خانواده هاشمی با مصدق غیرمسلم، مشکلی نداشت:
"مصاحبه گر: در خانه آقای هاشمی، مشکلی با مصدق وجود نداشت؟ فاطمه هاشمی: نه، حتّی یادم هست که به پدر گفتم که یک سخنران برای آن مراسم میخواهم و پدر هم، سعید [لاهوتی] را معرفی کردند که او هم فردا آمد و در آن مراسم صحبت کرد."
هاشمی حرفهای لاهوتی را تایید می کرد:
"من خیلی وقتها در جلسات و صحبتهای میان آقای لاهوتی و پدرم مینشستم و گوش میدادم. پدر، حرفهای آقای لاهوتی را تأیید میکردند و رد نمیکردند؛ امّا میگفتند که باید صبر کرد چون انقلابی صورت گرفته و به مرور همه چیز به حالت طبیعی خودش میرسد.ر
ردیابی ارتباط لاهوتی با منافین، حتی پس از اعلام ارتداد:
"مصاحبه گر: گویا بچههای مجاهدین [منافقین] قبل از انقلاب، حتّی بعد از تغییر ایدئولوژی هم به خانه آقای لاهوتی رفت وآمد داشتهاند. آیا بعد از انقلاب هم این ارتباط وجود داشت؟
فاطمه هاشمی: من زیاد به خانه آقای لاهوتی میرفتم و یادم نمیآید که آن بچهها زیاد به آنجا بیایند. شاید یکی دو بار این اتّفاق افتاد. البته تماسهای تلفنی هم داشتند که یادم هست در برخی از این تماسها آقای لاهوتی به شدت از آنها انتقاد میکرد. "
"مصاحبه گر: چه انتقادی؟ فاطمه هاشمی: خیلی دقیق یادم نیست؛ ولی به یاد دارم که میگفتند شما دارید تندروی میکنید و موضع بدی درباره انقلاب گرفتهاید." [ظاهرا مشکل آنها اسلام بوده است و تنزل دادن ارتداد آنان، در حد تندروی سوال برانگیز است! آنها خودشان بد بوده است نه اینکه فقط موضعگیری شان نسبت به انقلاب بد باشد]
فاطمه هاشمی؛ لاهوتی با منافقین ارتباط داشت اما نزدیکی نداشت!
"مصاحبه گر: آیا احساس میکردید که آقای لاهوتی به بچههای مجاهدین نزدیک هستند؟ فاطمه هاشمی: ایشان ارتباط داشت اما نزدیکی نداشت. گفتم، که ایشان حتی پای تلفن، سر بچههای مجاهدین، داد میزد. آقای لاهوتی در میانه بود. نه این طرف را قبول داشت و نه آن طرف را.
۱۰"
دختر هاشمی، تحت تعلیم و تاثیر منافقین:
"ما از بچگی زندگی سیاسی داشتیم و با خانوادههای سیاسی در رفت وآمد بودیم. من در مدرسه رفاه دوران راهنمایی را میخواندم. بسیاری از معلمهای ما مجاهدین [خلق] بودند. زنِ علی میهندوست، محبوبه متّحدین، سرور آلادپوش، معلمهای ما بودند. خانم بازرگان که همسر حنیفنژاد بود، مدیر مدرسه ما بود. "
الگوی دختر هاشمی، فاطمه زهرا یا زنان منافق؟
"برای من محبوبه متّحدین و سرور آلادپوش الگو بودند. سادهزیستی و شور انقلابی آنها برای من الگو بود. من در مراسمهای آنها شرکت میکردم و رابطهای تنگاتنگ با آنها داشتم. یادم هست که اگر یکی از آنها شهید میشد، به همراه مادرم در مراسم آنها شرکت میکردیم. ... یادم هست که پدرم در زندان بود و من عکسهای بچههای مجاهدین مثل حنیف نژاد و میهندوست را گرفته بودم و در اتاقم به دیوار زده بودم. امّا پدر که آزاد شد و به خانه آمد، به من گفت که این عکسها را جمع کن! "
"مصاحبه گر: آیا وحید لاهوتی پسر آقای لاهوتی [برادر دو دامادِ هاشمی] تمایل خاصی به مجاهدین [خلق] داشتند؟ دختر هاشمی: ایشان تمایل خاص به مجاهدین نداشتند و عضو مجاهدین نبودند. البته وحید در زندان قبل از انقلاب با مسعود رجوی رابطه برقرار کرده بود. سعید، همسر من میگوید که در آن زمان خبر ترور یکی از مقامات را به وحید میدهد و وحید هم در زندان خبر را پخش میکند. وحید را شکنجه میکنند تا بگوید که خبر را از کجا فهمیده است و او هم نمیخواسته سعید را لو بدهد و مانده بوده که چه کند. در همان موقعیت، رجوی به او میگوید که بگو خبر را در بخش تسلیت روزنامهها خواندهام. از اینجا رابطه او با رجوی برقرار میشود. "
"مصاحبه گر: پس علّت بازداشت وحید بعد از انقلاب در آبان 1360 چه بود، اگر عضو مجاهدین نبود؟ فاطمه هاشمی: ما هم نفهمیدیم. یک روز با ما تماس گرفتند و گفتند که وحید در زندان است. پدر من هم تماس گرفت با آقای لاجوردی و پرسید که چرا وحید در زندان است؟ ایشان هم گفتند که یک سری سؤال و جواب است که انجام میدهیم و تمام میشود. دو روز بعد به ما خبر دادند که پای وحید شکسته و در زندان است. پدرم دوباره تماس گرفت که چرا پای او شکسته، قرار بود که آزاد بشود؟ آقای لاجوردی هم گفتند که میخواستند ما را بر سر قراری ببرد در ساختمان پلاسکو خیابان جمهوری، امّا یک دفعه فرار کرده و خودش را از طبقهای پایین انداخته. "
مگر لاهوتی ها مصونیت قضایی داشتند یا هاشمی ولیّ فقیه بوده و حق دخالت داشته؟
"ساعت حدود چهار بود که سعید [لاهوتی] با من [فاطمه هاشمی] تماس گرفت و گفت که من نمیتوانم بیایم دنبال تو و خودت به خانه برو. گفتم چرا؟ گفت بچههای اوین با حکم آقای لاجوردی به خانه ما آمدهاند و اجازه خروج هم به من نمیدهند و من و بابا در خانهایم. من بلافاصله با پدر تماس گرفتم. پدر، رئیس مجلس بودند در آن زمان. بابا ناراحت شدند و گفتند که اصلا برای چه به خانه آقای لاهوتی رفتهاند؟ گفتم نمیدانم و فقط سعید گفته که اینها میگویند ما حکم آقای لاهوتی را هم داریم که اگر نخواهد با ما بیاید او را میکشیم. بابا گفت که من همین الان با آقای لاجوردی تماس میگیرم و میگویم که از خانه آقای لاهوتی خارج شوند. با سعید تماس گرفتم و گفتم که بابا این کار را دارد میکند و بعد که مأمورها رفتند تو بیا دنبال من. یک ساعت بعد مجدداً با سعید تماس گرفتم و او گفت که اینها هنوز در خانه هستند و نرفتهاند. "
پادرمیانی هاشمی برای یک متهم بزرگ:
"من دوباره با بابا تماس گرفتم و گفتم که آنها از خانه خارج نشدهاند. بابا ناراحت شد و گفت که آقای لاجوردی به من قول دادهاند که آنها همین الان از خانه خارج شوند. دوباره سعید با من تماس گرفت که آقای لاهوتی را دارند میبرند و من هم با ایشان میروم. ... ساعت 9 شب بود که سعید به من زنگ زد و گفت که به ما گفتهاند آقای لاهوتی حالشان به هم خورده و ایشان را به بیمارستان بردهاند که وقتی به بیمارستان رفتم متوجه شدم ایشان فوت کردهاند. بابا هم خیلی پیگیری کردند؛ ولی بعد به ما گفتند که شما به خاطر انقلاب، سکوت کنید! "
بخشی از وصیّتنامه شهید سیّد اسدالله لاجوردی در 1377:
وصیّتم به صاحبان قدرت و نفوذ این است که اگر حرکتشان را دوست میدارند بجای شعارهای مردم فریب و سیاستمدارانه توصیه هایی را که تلفنی و شفاهی در جهت استخلاص ضدّانقلاب و مَلأ و مترفین و حرام خواران و حرام اندوزان اعمال می دارند با شهامت و رشادت برای مردم بازگو کنند و از هر نوع توجیه و ماست مالی کردن های حفظ سمت و استمرار موقعیّت صدارت! بپرهیزند که خودفریبی و مردم فریبی بالأخره به پایان می رسد و سر و کار با خیر الماکرین افتد.
مسلما گروه مجاهدین، تا وقتی که رسما تغییر موضع شان را اعلام نکرده بودند، منافق بودند و بعد از اعلام رسمی مواضع التقاطی شان، دیگر منافق نبودند، بلکه مشرک و دشمن بودند. به همین شکل، گروهک نامشروع و منحلّه مجاهدین انقلاب و مشارکت و شاید برخی از اعضای حزب کارگزاران سازندگی، تا زمانی که رسما ضدیت خود با ولایت فقیه و گفتمان انقلاب را در بیانیه ای اعلام نکرده اند، منافقند؛ و پس از آن، مشرک و دشمن هستند. چه کسانی نقش لاهوتیِ پدر و پسر را در جریان منافقین جدید عهده دارند؟ و ای کاش نقش شیرخدا اسدالله لاجوردی بر زمین نماند.
۱. یک بار هاشمی نامهای برای درخواست حمایت امام از منافقین نگاشت که قرار بود توسط عزت الله سحابی به امام برسد. اما زنی که مأمور بردن نامه بود، به دام پلیس افتاد و نامه لو رفت. پس از آن، هاشمی و سحابی دستگیر شدند. هاشمی ارتباط خود را با نامه انکار کرد و سحابی که مسؤولیت را پذیرفتهبود، به دوازده سال حبس محکوم شد. ر.ک: تاریخ سیاسی بیست و پنج ساله، ج1، صص 433 – 432؛ هاشمی رفسنجانی، ج 1، ص 248. به نقل از مقاله رسول جعفریان، پایگاه مرکز اسناد انقلاب اسلامی.
۲. مجله پیکار، شماره ۷۷، ص ۱۳، به نقل از همان.
۳. حقشناس: آقای منتظری هم نامهای در حمایت مجاهدین نوشت. متن این نامه و تصویر آن در پیکار 77 ص 14 آمدهاست؛ اما متن نامه: پس از تقدیم سلام و تحیّت، به عرض عالی میرساند، چنانچه اطلاع دارید عده زیادی از جوانهای مسلمان و متدین گرفتارند و عدهای از آنان در معرض خطر اعدام قرار گرفتهاند. تصلّب آنان نسبت به شعائر اسلامی و اطلاعات وسیع و عمیقآنان بر احکام و معتقدات مذهبی معروف و مورد توجه همه آقایان روحانیون واقع شده. و از مراجع و جمعی از علمای بلاد اقداماتی برای تخلص آنان کردهاند و چیزهایی نوشته شده. بجا و لازم است از طرف حضرتعالی نیز در تأیید و تقویت و حفظ دماء آنان چیزی منتشر شود. این معنا در شرایط فعلی ضرورت دارد؛ چون مخالفین سعی میکنند آنان را منحرف قلمداد کنند. البته کیفیت آن بسته به نظر حضرتعالی است. به نقل از همان.
۴. به نقل از همان.
۵. یادنامه ابوذر زمان، ص ۱۸۶و صص ۲۸۸ – ۲۸۷.
۶. مقاله رسول جعفریان در پایگاه مرکز اسناد.
۷. خاطرات هاشمی، ج 1، ص 390؛ به نقل از همان.
۸. خاطرات هاشمی، ج ۱، ص ۳۹۰. به نقل از مقاله جعفریان.
۹. خبرگزاری فارس، 22 دی 1388.
۱۰. یکی از علائم نفاق در قرآن تَذَبذُب است؛ "مذبذبین بین ذلک لا إلی هولاء و لا إلی هولاء" نساء 143؛ مانند مگس بین این موضع و آن موضع در حال رفت و آمد است و نه به این موضع پابند است و نه به آن. اتفاقا عبدالله بن عمر هم نه با امیرالمومنین (ع) بیعت کرد نه با معاویه.
ناگفته های مرضیه حدیدچی درباره انقلاب
طوری شکنجه شده بود که بعد از آزادی بارها مورد عمل جراحی قرار گرفت. زخمهایش آنقدر عمیق بودند که هنوز هم بعد از سالها، هرازگاهی سر باز کرده و او را روانه بیمارستان کنند اما هنوز هم صبور است و حرفی از شکنجه هایش نمی زند...

از پشت بیکران نگاهت می کنم. آینه ها مضطرب از سالهای رفته می گویند اما تو آراسته تر از هر فضیلت به ضیافت عشق می آیی... شنیده بودم بارها تا پای مرگ رفته و برگشته بود. سوزن زیر ناخنهایش فرو کرده بودند وچنان دستانش را به دیوار کوبیده بودند که درد تا مغز استخوانش پیچیده بود. درد را به جان خریده بود اما لب از لب نگشوده بود. شنیده بودم ناخن هایش را کشیده بودند، روی بدنش ته سیگار خاموش کرده بودند، جلوی چشمانش دختر کوچکش را آزار و شکنجه کرده بودند طوری که بارها و بارها مرگ او را طلب کرده بود اما باز هم لب از لب نگشوده بود. فحش شنیده بود، سیلی خورده بود اما زبان باز نکرده بود آنطور که ماموران ساواک را از این همه استقامت و تحمل حیران گذاشته بود.
طوری شکنجه شده بود که بعد از آزادی بارها مورد عمل جراحی قرار گرفت. زخم ها آنقدر عمیق بودند که هنوز هم بعد از سالها، هراز گاهی سر باز کرده و او را روانه بیمارستان می کنند؛ عفونت پاها، ریه و... . او اما هنوز هم صبور است و حرفی از شکنجه هایش نمی زند، از زخم تازیانه هایی که خورده، از ناله ها و فریادهایی که شاید تنها شاهد آن در و دیوارهای موزه عبرت هستند...
" مرضیه حدید چی دباغ" را همه می شناسند. دیروز در جایگاه فرمانده سپاه غرب، نماینده مجلس شورای اسلامی در سه دوره، استاد دانشگاه علم و صنعت، مسئول بسیج خواهران و امروز در جایگاه قائم مقام جمعیت زنان انقلاب اسلامی و عضو هیئت امنای جمعیت دفاع از ملت فلسطین. او را همه می شناسند. اگر هم نشناسند کافی است تقویم انقلاب را ورق بزنند و برگردند به سالهای 42. وقتی انقلاب درخت نوپایی بود و باغبانش امام خمینی( ره) در حوزه علمیه قم در کنار اندیشمند بزرگ آیت الله بروجردی (ره) به تبلیغ و تبیین دین اسلام می پرداخت.
"مرضیه حدید چی دباغ" با کارنامه ای لبریز از حماسه و استقامت، قبل و بعد از انقلاب نمایی کامل از یک انسان جسور و البته عاشق وطن و نمونه کاملی از یک زن ایرانی است که زینب وار در تمام عرصه ها حضور داشته و ثابت کرد حتی سخت ترین شکنجه ها هم نمی تواند او را از راه رسیدن به آرمانی که در سر دارد باز دارد. زنی که دورههای چریکی می بیند، تیر بار دست می گیرد، بارها و بارها دستگیر می شود و زیر سخت ترین شکنجه ها دم نمی زند. گذشته این زن را هر بار که مرور می کنی به نکته تازه ای می رسی . این روزها این شیرزن قهرمان در بستر بیماری است. بیماری که تقریبا او را خانه نشین کرده است. با وجود کسالت شدید وقتی پیشنهاد مصاحبه دادیم دعوت ما را پذیرفت و میهمان ویژه خبرگزاری مهر شد.
سابقه آشنایی شما با امام خمینی به چه زمانی برمی گردد؟
ــ مرضیه حدید چی دباغ: سابقه آشنایی من با امام رضوان الله بر می گردد به سال 42. بعد از رحلت آیت الله بروجردی رحمه الله طبیعی بود که همه باید یک مرجع انتخاب می کردند. به دنبال همین قضایا و با خیانتی که به حوزه علمیه شد توسط شاه و پس از آن قیام پانزده خرداد، برای همه مسلم شد که حضرت امام جانشین آیت الله بروجردی خواهند شد. علاوه بر این در جلساتی که در حوزه علمیه برگزار می شد، آیت الله بروجردی پاسخگوی سوالات مذهبی مردم بودند به محض این که کسی سوال سیاسی مطرح می کرد می فرمودند ببینید حاج آقا روح الله وقت دارند از ایشان بپرسید. این یعنی اعلام و معرفی یک شخصیت به عنوان جانشین و این که ایشان عالم هستند برعلوم مختلف.
* از امام خمینی (ره) و از سیره و ابعاد وجودی ایشان برایمان بگویید؟
ــ همه ابعاد وجودی، حرکات و رفتار حضرت امام خاص و ویژه خودشان بود. دلیلش هم این بود که ایشان سعی کرده بودند از همان نوجوانی، روش زندگیشان را بر مبنای سیره ائمه و معصومین قرار دهند. این طور زندگی کردن سرمایه گذاری می خواهد. اطلاعات بسیار می خواهد، گذشت و فداکاری می خواهد. اگر کسی بخواهد امام را بشناسد، باید دقیق شود در روش تبلیغی، مبارزاتی و بینشهای ایشان. مثلا از روزی که بحث مرجعیت مطرح شد اصلا برایشان مهم نبود که کتابی داشته باشند یا عده ای مقلدشان باشند. خدا می داند که سری اول کتابهای ایشان با پول اشخاص چاپ شد. حتی راضی نبودند با پول سهم امام یا خمس و ... کتاب چاپ کنند. می گفتند اگر کسی لازم می داند و این کتاب را می خواهد دست در جیبش کند. ما از امام پیروی می کنیم اما واقعا ایشان را نشناختیم. ببینید شخصی با این همه عظمت و با این همه سرمایه معنوی بعد از سالها مبارزه وقتی بعد از 15 سال وارد ایران می شود بگردید ببینید یک جا از کلمه من استفاده می کند. مگر جایی که ملت را به یاری می خواند و می گوید: "من با کمک این ملت توی دهان دولت می زنم."
در بحث اخلاق هم حضرت امام خصوصیات بی نظیر و منحصر به فردی داشتند. درس حوزه را تعطیل می کنند به خاطر طلبه ای که هنگام خروج از کلاس پایش را روی کفش دیگران می گذارد. می گویند مگر می شود کسی به اموال مردم احترام نگذارد و از کلاس درس من خارج شود؟ یادم می آید در نوفل لوشاتو که خدمتگذار ایشان بودم روزی زیر کفش هایشان روزنامه باطله ای انداختم تا باران خیسشان نکند. وقتی خم شدند که کفششان را بپوشند بلافاصله روزنامه را برداشتند. گفتم: روزنامه تبلیغاتی است نوشته ندارد. فرمودند: شاید اسامی متبرکه ای، اسم سید اولاد پیغمبری داخل آن باشد. جای فکر کردن دارد. یک انسان با آن همه مشغله عظیم انقلاب، با آن همه جریانات سیاسی که هر روز در ایران اتفاق می افتاد در یک کشور غریب حواسش جمع روزنامه ای است که زیر کفشش می اندازد.
* هسته مبارزاتی شما از چه زمانی شکل گرفت؟
ــ سال 46 بود با مبارزات سیاسی امام آشنا شدم. از همان سال بود که وارد عرصه مبارزه علیه رژیم پهلوی شدم و مبارزه مسلحانه را پذیرفتم. با نامهای مستعار زیادی جلسات سخنرانی راه می انداختم و با کمک خواهران و برادران دیگر اعلامیه پخش می کردم. سال 52 بود که دستگیر شدم و به زندان افتادم. مدتی که در زندان بودم شکنجه های سختی شدم. یادگاریهای سالهای سخت در بند بودن را هنوز با خودم دارم.آنقدر شکنجه شدم که برای مداوا از زندان روانه بیمارستان شدم. پس از عمل جراحی و مداوا از بیمارستان فرار کردم و به خارج از ایران رفتم. مدتی در انگلستان و فرانسه بودم و زمانی هم به سوریه و لبنان رفتم و در کنار همرزمان ایرانی ام به مبارزه پرداختم. بعد به عراق رفتم و خدمت امام شرفیاب شدم. از آنجا به فرانسه رفتم و در طول مدتی که ایشان در نوفل لوشاتو بودند بنده خدمتگذار بیتشان بودم و سپس در سال 57 همزمان با پیروزی انقلاب اسلامی به ایران برگشتم.
* می دانیم که تمایلی به بازگو کردن روزهای سخت زندان و آنچه بر شما گذشته ندارید. ما هم با توجه به کسالت و شرایط سخت بیماری که در حال حاضر دارید راضی به تکدر خاطرتان نیستیم اما مایلیم هر چند کوتاه از سخت ترین لحظه هایی که آن روزها بر شما گذشته برایمان بگویید؟
ــ نیمه های شب بود. تاریکی محض. صدای زنجیر بند را شنیدم. از لای دریچه سلول نگاه کردم. دو تا سرباز زیر بغل دخترم را گرفتند و انداختند وسط راهرو. هر چه با سطل آب روی سرش می ریختند به هوش نمی آمد. من با مشت به در می کوبیدم. صدای فریادهایم توی راهرو می پیچید. در همان لحظه آیت الله ربانی که توی بند ما بودند شروع کردند با صوت زیبایی آیه "واستعینو بالصبر و الصلوه و انها لکبیره الا علی الخاشعین" را خواندند. قدری آرامش یافتم. طوری که احساس کردم با فریاد و گریه دارم کار خطایی انجام می دهم.استغفار کردم. به خودم آمدم. یک پتوی سربازی آوردند و بدن نیمه جان دخترم را گذاشتند توی آن و بردند. گفتم تمام کرده. خدا را شکر کردم که دیگر شکنجه نمی شود. شانزده روز بعد یک شب در سلول باز شد و یک نفر را انداختند داخل . دیدم دخترم" رضوانه" است. جای دستبندهای آهنی روی دستهای دختر بچه ام مانده بود. به سختی نفس می کشید. هنوز هم که سی و خورده ای از آن روزها گذشته گاهی اوقات نمی تواند حرف بزند. اصلا صوت ندارد.
* چیزی که برای من جای سوال دارد و قطعا برای خوانندگان هم سوال برانگیز است این که شما این همه لحظات سخت را چطور تحمل می کردید؟
ــ اول اعتقادم به الطاف الهی، راه امام و سپس الگویی چون شهید بزرگوار آیت الله سعیدی که چند سالی در محضرشان کسب علم کردم. ایشان کسی بود که زیر بدترین شکنجه ها فریاد زده بود: اگر تکه تکه ام کنید هر قطره از خونم فریاد می زند خمینی، خمینی!
* از روزهای آخر در نوفل لوشاتو و لحظات ورود به ایران بگویید؟
ــ یک شب مانده بود به پرواز، امام به حاج احمد آقا فرمودند: بروید و همه برادرها را جمع کنید. آن شب امام به همه حاضرین گفتند: من بیعتم را از دوش شما برداشتم برگردید به کشوری که از آن جا آمده اید و به زندگیتان برسید. من با احمد به ایران می روم اگر اتفاقی نیفتاد شما هم بعدا بیایید.
حضار به یکباره گریستند. هر کس با زبان خود چیزی گفت. از گفته ها و حالاتشان پیدا بود که حاضر به بازگشت نیستند. می گفتند اگر هزاران جان داشته باشیم در راه شما و آرمان هایتان خواهیم داد. من هم همانطور که آن کنار ایستاده بودم یاد فرمایش حضرت ابا عبدالله در شب عاشورا افتادم که به یارانشان فرمودند:ای قوم هر که ندارد هوای ما سر گیرد و بیرون رود از کربلای ما. به یاد مظلومیت امام حسین علیه السلام افتادم که چطور یاران خالصش ماندند و آنها که برای دنیا آمده بو دند فرار را بر قرار ترجیح دادند؛ اما یاران امام در نوفل لوشاتو همه جز یک نفر خاص بودند و ماندند این در حالی بود که خطرات زیادی امام را برای بازگشت به ایران تهدید می کرد. از یک طرف ممکن بود آمریکاییها هواپیمای امام را منهدم کنند یا فرانسویها هواپیما را به عنوان این که دزدیده شده به اسرائیل ببرند یا در فرودگاه ایران تله ای کار گذاشته باشند و به محض ورود همه از بین بروند. اما با همه این اوصاف هیچ تغییر حالتی حاکی از نارضایتی در چهره افراد دیده نمی شد.
* امروز برای حفظ مبانی انقلاب اسلامی چه باید کرد؟
ــ برای حفظ و حراست از ارزشهای انقلاب باید از اسلام نابی که مد نظر امام بود شناخت کامل و کافی داشته باشیم و از خودمان مایه بگذاریم. به اندیشه و فکرمان توجه کنیم. دشمنان اسلام و انقلاب را بشناسیم. امام همیشه به دشمن شناسی تاکید داشتند. اگر دشمنت را بشناسی آن وقت دنبال پاد زهر می گردی. اگر بخواهیم در این دنیا به وظیفه خود عمل کرده باشیم و در دادگاه عدل الهی در حضور امام، حضرت محمد (ص) و امام حسین (ع) سرافراز باشیم باید شناخت کافی پیدا کنیم. امام آنقدر بینششان وسیع بود که بسیاری از گفته ها و فرمایشاتشان امروز با پیدایش تحولات در دنیا دارد بر همگان آشکار می شود.
* حالا که بحث به این جا کشیده شد اشاره ای هم به تحولات اخیر در مصر و تونس و بیانات امام در این خصوص داشته باشید؟
ــ در این خصوص عین جملات حضرت امام در خاطرم نیست اما به یاد دارم که در مورد از هم پاشیدن حکومت انور سادات، حسنی مبارک و صدام نویدهایی را به همه داده بودند. ببینید حکمرانان تونس 24 سال بود بر مردم حکومت می کردند و مردم اجازه هیچ حرکتی نداشتند یا در مصر که همه گوشهایشان را تا بیخ گذاشته اند زیر کلاهشان. امام قصه از هم پاشیدن اینها را سالها پیش پیش بینی کرده بودند و یا نامه حضرت امام به گورباچف که در آن مقطع زمانی بسیار حساس که دنیا روی آن حساب باز کرده بود چقدر تاثیر گذار بود. وقتی بعد از گذشت 18 سال از گورباچف پرسیدند که آیا این نامه می توانست نقشی در تحولات روسیه داشته باشد؟ می گوید: ای کاش من مفهوم آن نامه را آن روز فهمیده بودم و نمی گذاشتم شوروی تکه تکه شود! نامه امام هدایتگر اذهان بود. منتهی جواب به این نامه هم لیاقت می خواست.
* به عنوان آخرین سوال نقطه نظرات شما در مورد مشارکت زنان در امور اجتماعی و سیاسی چیست و اینکه این مشارکت به تحکیم بنیاد خانواده خواهد افزود یا بالعکس؟
ــ اگر معتقد به اندیشه های امام هستیم بله منتهی به تحکیم خانواده می شود. تحقیق در زندگی حضرت زهرا نیز بیانگر همین موضوع است. ایشان کارهای خانه را تقسیم می کردند. یک روز کنیزشان، یک روز خودشان.هم خودشان وقت عبادت داشتند هم کنیزشان. در کنار همه اینها برای تحکیم اسلام از هیچ تلاشی فرو گذار نمی کردند. بحث زندگی حضرت از وقتی مطرح می شود، مقوله مبارزه با دشمن هم مطرح می شود.مبارزه با کسانی که حق خود و خانواده اش را تضییع کردند و زهرای اطهر هیچ جا شکایت ندارند؛ از کار خانه و...ان چیزی که برایشان گران آمده، مسئله ضایع شدن حقشان است.
با وجود چنین الگوهایی زن ایرانی هم باید در مسائل حکومت و ایجاد عدالت نقش اساسی داشته باشد. باید در صحنه حاضر باشد. امام آنقدر روی این مسئله مشارکت زنان حساس بودند که فرمودند برای شرکت در تظاهرات حتی اذن پدر و همسر لازم نیست. چون حکم ولی فقیه این است. امام وقتی زنان را فرا می خواند برای شرکت در صحنه های سیاسی هدف این نیست که یک تعداد زن راه بیفتند توی خیابان، مقصود این است که حضور زینب گونه خود را به اثبات برسانند.
حقایقی تلخ از ارتباط هاشمی و خانواده اش با منافقین قدیم/1
خصوصی سازی های پر مساله توسط قانوندانان قانونشکن
خصوصی سازی های پر مساله توسط قانوندانان قانونشکن

حیات این جریان مخرب در ایجاد و گسترش دوقطبی های سیاسی است.از درون اختلافات داخلی رشد می کنند.برنامه ریزی می کنند تا با ایجاد اختلاف و دوگانه های سیاسی، به اهداف خود دست پیدا کنند.تنش و درگیری مهمترین بستر برای رویش و گسترش این جریان سیاسی است. از اینرو حفظ وحدت و ورود پیدا نکردن به این اختلافات و دامن نزدن به آنها در شرایط فعلی یک راهبرد اساسی است.این جریان که لبه دوم تیغ حمله به نظام و هجمه به ولایت فقیه است هرچند ظاهر متفاوت و موجهی به خود گرفته است اما بدون شک از فتنه اول خطرناک تر است.
خط خبری شخصیت های اصلی و رسانه های این جریان، درشت نمائی اختلافات دولت و دیگر قوا است.تلاش می کنند همه قوا را مخالف دولت نشان دهند.همه منتقدین را در یک صف و آنها را هم در کنار دشمنان دولت می نشانند.این دوگانه سیاسی فرصتی را برای مظلوم نمائی و نهایتا سوء استفاده از افکار عمومی برای پیشبرد برخی روش های نادرست سیاسی و اقتصادی فراهم می سازد.
این دو قطبی مصنوعی حاصل یک سناریوی از پیش طراحی شده است.از یک سو اختلاف افکنی بین نیروهای خودی را در دستور دارد و از سوی دیگر پشت پرده با جریان اصلاحات و فتنه همراه و همنشین می شوند.
هزینه این فتنه جدید از طریق به خدمت گرفتن اصلی ترین مراکز اقتصادی کشور صورت می گیرد. مهمترین روش برای تسلط بر این نهادهای اقتصادی نیز خصوصی سازی های پر مساله توسط قانوندانان قانونشکن است.
این جریان برای رسیدن به اهداف خود حاضر است با هر جریان نامشروعی گره بخورد.برای بازنشستگی یک فتنه گر تلاش می کند.امنیت ورود فتنه گر فراری را تضمین می کند.با سران جریان فاسد اقتصادی در دوران سازندگی پیوند می خورد و با آنها جلسات شبانه برگزار می کند و برای جذب بدنه پائین دست اصلاحات اباحه گری فرهنگی را در دستور کار قرار می دهد.
از اینرو تلاش می کنند به گروه ها مرجع نزدیک شوند و مدتها است که روی ورزشکارها، هنرمندان و ایجاد تشکل های موازی روحانی برنامه ریزی کرده اند.
هدف اصلی این جریان که متاسفانه به قدرت نیز متصل و کانون های اصلی تولید ثروت و اقتصاد را در دست گرفته است، انتخابات مجلس و مهمتر از ان ریاست جمهوری است.
به همین دلیل چند هفته پس از انتخابات 88 درحالیکه نظام درگیر فتنه و فتنه گران بود، جلسه گذاشتند و نیروهای خود را جمع و رسما اعلام کردند که باید برای مجلس و تعیین نامزدهای اصلی برنامه ریزی کنیم و نباید با هیچ جریانی ائتلاف کنیم.
برنامه اصلی آنها این است که از درون مجلس پلی برای ریاست جمهوری بسازند و از همین طریق نیز به نظام فشار بیاورند و اضطرار درست کنند تا نامزد مد نظرشان تائید صلاحیت شود.
اصولگراها و نمایندگان مجلس و جریانات ارزشی باید توجه کنند تا در زمین بازی این جریان سوداگر قرار نگیرند. نباید مسائل اصلی فراموش شود.در حال حاضر پی گیری مشکلات اقتصای و اجرای قانون هدفمندسازی یارانه ها ومواردی از این دست نیازمند فاصله گرفتن از مسائل فرعی و تنش زااست.این همان چیزی است که این جریان را به شدت مستاصل و خواب آشفته و پریشان آنها را بهم می ریزد.
مقام معظم رهبری در یک سخنرانی زیبا به بررسی و تحلیل شرایط زمان امام حسن(ع) می پردازد. به گزارش کلمه ، متن این سخنرانی به شرح زیر است:
من نسبت به مسله صلح امام حسن سالهای متمادی حساس بودم، علاقه مند بودم، کتابهای متعددی در این زمینه مطالعه کردم؛ یادداشتها و نوشته جات زیادی داشتم.

کتاب مرحوم شیخ رازی را ترجمه کردم می توانم عرض بکنم که شهید مطهری در همان یک سخنرانی که در تحلیل صلح بیان کردند حقا و انصافا مطالب بکر و جالبی را در آنجا آوردند.
البته ایشان صلح امام حسن(ع) را از یک بعد نگاه کرند، دو سه بعد دیگر هم هست که از آن ابعاد هم می شود به صلح نگاه کرد. ایشان در پاسخ این سوال بحث کردند که چرا امام حسن مجتبی(ع) مثل برادرش امام حسین(ع) مقاومت نکرد تا کشته شود؛ حداکثر این بود که شهید می شد.
کشته و شهید می شد، شرایط امام حسن(ع) که در آن جایز بود بلکه متعین بود که باید امام حق بایستد تا به شهادت برسد متفاوت است با شرایط زمان امام حسن(ع).
یک فرض این است که امام حسین(ع) که به شهادت رسید یک آمر به معروف و ناهی از منکری بود که در مقابل یک حاکم جائری قیام کرد چون او داشت ظلمم می کرد، داشت فسق می کرد، و امام حسین(ع) به عنوان یک معترض یک مومن تکلیف شرعی خودش را احساس کرد که باید به او اعتراض کند. این اعتراض واجب بود و نقطه اوج زیبایی و شکوه این کار هم این بود که این اعتراض را ادامه بدهد تا مظلومانه کشته شود.
شهید فی سبیل الله با کشته شدن خودش حقانیت حرف خودش را ثابت کرد؛ امام حسن(ع) اصلا این جور وضعی را نداشت، امام حسن(ع) خلیفه ای بود که یک نفری در برابر او از رعیت خود او علم طغیان برافراشته بود؛ اگر امام حسن(ع) در این رویارویی با رعیت خودش که علیه او طغیان کرده، مقاومت می کرد تا جان خودش را از دست می داد هرگز او معترض شجاعی نبود که در مقابل منکر ایستاده باشد، بلکه حاکمی بود که به وسیله عوامل خودش به قتل رسیده بود.
ببینید ماهیت قضیه به کلی متفاوت است.
مطلب دوم اینکه امام حسن مجتبی(ع) وقتی که نگاه کرد به وضع لشگر خودش و وضع کوفه و شرایط اجتماعی و سیاسی فهمید که اگر جنگ را تمام کند، تمام می شود؛ به همان ترتیبی که حکومت را تسلیم معاویه کند.
اگر حالا جنگ را تمام نکند یک سال دیگر، دو سال دیگر، پنج سال دیگر، ده سال دیگر، هم این جنگ ادامه پیدا کند نتیجه باز هم همین است یعنی با شیوه هایی که امام حسن(ع) داشت شیوه هایی الهی و علوی و شیوه هایی که معاویه داشت که خریدن دلها و وجدان های مردم با پول بود با این شیوه و با ضعف ایمانی که در مردم بود و با خستگی که مردم داشتند اگر ده سال دیگر هم امام حسن می جنگید آخرش همین بود یعنی باز مجبور بود به معاویه تسلیم شود منتها ده سال دیرتر.
خوب در این ده سال بر سر امت اسلامی چه می آمد؛ هزاران نفر کشته می شدند؛ هزاران نفر از بین می رفتند، نارضایتی ها علیه امام بیشتر می شد.
خوب این هیچ وجهی نداشت که امام حسن مجتبی(ع) در حالی که یقین دارد می داند، می بیند شرایط به هیچ وجه نسبت به آینده نوید نمی دهد پافشتاری کند، اصرار کند، عده بیشتر یکشته بشوند که روایتی از رسول اکرم است، روایاتی البته است با یک مضمون واحد و با الفاظی شبیه به هم. رسول اکرم فرمودند: یوشک، امید می رود خدای متعال به وسیله این پسرم که او را در این روایت سید گذاشته ام که؛ ان ابنی هذا سید یوشک ان یصالح به بین سعدین من المصلحین؛ قریب به این الفاظ که امید است که خداوند به وسیله پسرم بین دو گروه از مسلمانان را صلح بدهد یعنی اگر چنانچه این اقدام امام حسن نبود و این جنگ ادامه پیدا می کرد، باز هم کشتار بیشتر و ویرانی بیشتر و ضایعات بیشتر، و آخر هم همین نتیجه.
یک تفاوت دیگر اینکه امام حسین(ع) از طرف یزید زیر فشار قرار گرفت به فرماندار مدینه نوشت باید به حسین بن علی سخت بگیری تا بیعت کند. بیعت یعنی چه؟ بیعت یعنی امضا خلافت شقی و خبیثی که در راس کار است.
امام حسین(ع) گفت: لا، والله لا اعاطیکم بیدی اعطی الذلیل؛ من دست خودم را ذلیلانه در دست شما نمی گذارم یعنی بیعت نمی کنم، مثلی لایبایع یزیدا، مثل من با یزید بیعت نمی کند، چون فشار بود برای بیعت که تا آن ساعت آخر هم که ابن سعد واینها هم آمدند می گفتند یا بیعت یا اطاعت؛ تا آخر هم منصرف نبودند از بیعت.
اما امام حسن(ع) چه؟ به هیچ وجه برایش مسئله بیعت با معاویه مطرح نبود، قرار داد آتش بسی یا صلحی که بین امام حسن(ع) و معاویه نوشته شد که امام حسن(ع) به معاویه امیرالمومنین نگوید و با او بیعت نکند؛ معاویه حق تعیین جانشین نداشته باشد در بعضی از روایات معاویه بعد از خودش امام حسن را به خلافت بگذارد بعد امام حسین(ع) را بگذارد.
ببینید چقدر متفاوت است.
خوب بله اگر امام حسن(ع) زیر فشار قرار می گرفت که باید بیعت کنی وضع فرق می کرد. این هم فرق سوم.
تفاوت چهارم اینکه در زمان امام حسین(ع) این روایت پیغمبر که فرمود: من رای سلطانا جائرا مستحلا لحرم الله ناکثا لعهدالله یعمل فی عبادالله بالجور و الطغیان و لم یغیر علیه بفعل و لا کان حقا علی الله ان یدخله مدخله؛ یعنی کسی که می بیند یک حاکمی دارد ظلم می کند جرم می کند تجاوز می کند حرام خدا را حلال می کند، احکام الهی را دگرگون می کند و چه و چه و چه، بر این واجب است که با این حاکم مقابله کند.
خوب این در زمان امام حسین(ع) به طور کامل وجود داشت، یزیدی بر سر کار بود که مصداق کامل همه اینها بود مجسمه فساد و شرارت و فسق و ظلم و حق را ناحق کردند و مقابله و مبارزه با اسلام بود، دیگر امام حسین(ع) منتظر چه کسی باشد؟ باید با او مقابله می کرد، باید علیه او تغیر می کرد و در زمان امام حسن(ع) اینگونه نبود. امام حسن(ع) البته می دانست یا به علم امامت و یا به تدبیر هوشمندانه یک انسان بزرگ که معاویه یک روزی این کارها را خواهد کرد اما در آن زمان قضیه این نبود قضیه این بود که معاویه ادعا می کرد که دارد خون خواهی عثمان را می کند و امام حسن(ع) در همان صلح نامه نوشت که باید تو به اساس حکم خدا و سنت پیامبر عمل بکنی و او هم قبول کرد.
و فرق پنجم زمینه های متفاوت قضاوت برای مردم آن زمان و مردم تاریخ، و این یک واقعیتی است ایشان می گویند امام حسین (ع) که قیام کرد و به شهادت رسید در زمان خودش هم همه او را تمجید کردند بعد از خودش هم در طول این هزار و سیصد و اندی سال همه امام حسین (ع) را تمجید کردند چه کسانی که او را به امامت قبول داشتند و حتی کسانی که او را به امامت قبول نداشتند چون زمینه بود که هیچ بحثی نبود که باید اینطور عمل شود اما امام حسن اگر می جنگید تا کشته می شد سوال های زیادی باقی می ماند یک عده ای می گفتند که خوب آقا که حالا ایشان مفصل شرح می دهند در این کتاب شما مگر نمی خواستید که دین در جامعه حاکمیت داشته باشد؛ معاویه که می گفت من دین را حاکمیت خواهم داد معاویه که ادعا می کرد که من حاضرم به کتاب خدا عمل کنم چرا شما قبول نکردید اگر کسی می گفت که خوب معاویه بعد ز شهادت امام حسن(ع) خودش را لو می داد با رفتار خلافش؛ همان معترضین باز می گفتند بله خوب وقتی امام حسن نباشد و او هدف را از میدان خارج کند همین کارها را هم می کند افسار گسیخته می شود شما می خواستید خودتان را زنده نگه دارید می ماندید و نمی گذاشتید و جای سوال باقی بود این هم یکی از حرف ها بین زمان امام حسن(ع) و امام حسین(ع).

انقلاب شکوهمند اسلامی ایران هنگامی به وقوع پیوست که امریکا و شوروی، خود را قدرتهای بلامنازع جهان میدانستند و تصور میشد دنیا تا ابد دو قطبی خواهد ماند.
در چنین روزگاری، خاورمیانه، منطقهای سوق الجیشی در جهان که سرشار از منابع نفت و گاز است، از مدتها پیش صحنه اصلی کشمکش میان این دو ابرقدرت بود. آنها از ایجاد تفرقه میان مذاهب سود میجستند و با ایجاد شکاف میان صفوف ملتها، دولتهای دست نشانده خود را روی کار میآوردند.
دکترین قدیمی انگلیس - استعمار پیر- در دوره جدید از سوی شوروی و آمریکا به عنوان یک استراتژی موفق در خاورمیانه دنبال میشد تا با «تهی کردن اسلام از ارزشها»، «تفرقه انداختن میان مذاهب»، «فرقه سازی» و ایجاد درگیری میان مردم شرایطی را فراهم سازد تا ابرقدرتها با خیال راحت به چپاول ثروتهای این منطقه غنی ادامه دهند.
انقلاب اسلامی اما، خواب آنها را برآشفت و با طرح شعار «وحدت» و «بازگشت به ارزشهای دینی»، آغاز دورهای نوین را در خاورمیانه رقم زد، دورهای که با تکیه به اسلام، تفرقهها را از میان برد و کار را به جایی رساند که امروز اسلام و بازگشت به ارزشهای آن، حرف نخست را در خاورمیانه میزند و در جهان نوین ساختار میسازد.
آموزههای اسلامی این انقلاب را اکنون در اسلام خواهی جوامع مختلف منطقه و موج انقلابی برخاسته از آن در کشورهای گوناگون شاهد هستیم؛ موجی که چنان ملتها را دربرگرفته که رژیم صهیونیستی و آمریکا را در وحشت و بیتابی فرو برده است.
منادی این وحدت اسلامی، امام خمینی (ره) بود که از ابتدای انقلاب همه مسلمانان را به آن فرامی خواند، چراکه او میدانست خودآگاهی و بازگشت به ارزشهای دینی جوهره وحدت یک ملت مسلمان است. امام واقف بودکه برای تشکیل یک نظام اسلامی باید همه گروههای اسلامی همدل و همصدا شوند تا امکانات و اهرمهای لازم برای تأسیس امت واحده اسلامی فراهم گردد.
«رمز پیروزی شما ایمان و وحدت کلمه بود»؛ این سخن تاریخی امام راحل انقلاب اسلامی خطاب به ملت بزرگ ایران است که به نظر میرسد بسیاری از ملتهای منطقه نیز امروز با تاسی از آن، راه روشن خود را به سوی پیروزی، استقلال و رهایی از دست قدرتهای مستکبر، سلطه طلب و اشغالگر و ایادی آنها آغاز کردهاند.
برای تحقق وحدت اسلامی، از دیدگاه رهبر کبیر انقلاب، نخست این دولتها بودند که باید وظیفه خود را انجام میدادند: «ما حرفمان این است که دولتها بیایند قبل از اینکه خود ملتها قیام بکنند، خود دولتها بیایند خاضع بشوند، با هم دوست بشوند، با هم یک جلسهای درست کنند، همه رئیس جمهورها بنشینند پیش هم و حل کنند مسایلشان را. هر کس سر جای خودش باشد، لکن در مصالح کلی اسلامی، در آن چیزی که همه هجوم آوردهاند به اسلام در ایشان با هم اجتماع کنند، جلوشان را بگیرند و آسان هم هست.» (صحیفه نور، ج ۱۸، ص ۱۹۵)
اما وقتی امام (ره) با وجود تاکیدات و پیامهای مکرر دریافتند سران برخی کشورهای اسلامی قصد ندارند به استراتژی وحدت بپیوندند و از آنها قطع امید کردند، ملتها را به دفاع از ارزشهای خود فراخواندند: «ملتها خودشان باید در فکر اسلام باشند، مأیوسیم ما از سران اکثر قریب به اتفاق مسلمانان، لکن ملتها خودشان باید به فکر باشند و از آنها مأیوس نیستیم.» (در جستجوی راه از کلام امام، دفتر پانزدهم، ص ۱۷۹)
امام خمینی با تمام وجود باور داشت که یکی از مقاصد بزرگ شرایع و انبیای عظام، تشکیل «مدینه فاضله» با تکیه بر دین و معنویت است و تحقق چنین جامعهای تنها از طریق توحید کلمه و توحید عقیده میسر خواهد بود.
از دیدگاه انقلاب اسلامی، دامنهی این وحدت تنها به ایران و مردم آن خلاصه نمیشود، بلکه تلاش برای وحدت مستضعفان جهان علیه مستکبران، وحدت پیروان ادیان الهی علیه شرک و الحاد و استکبار، وحدت امت اسلامی و کشورهای مسلمان برای مقابله با تهاجم دشمنان، وحدت شیعه و سنی برای دفاع از منافع امت و وحدت همه اقشار جامعه برای دفاع از اصول و ارزشهای خود از دیگر جلوههای آن است.
تاکید انقلاب بر وحدت حول ارزشهای دینی موجب شد با وجود فروپاشی اتحاد جماهیر شوروی - سردمدار کمونیسم در جهان-، شادی دنیای غرب به سرکردگی امریکا برای ایجاد جهانی تک قطبی مبتنی بر ارزشهای دنیای سرمایه داری و لیبرالیسم دیری نپاید و بیداری و خیزش اسلامی به عنوان چالشی جدی بر سر اندیشه تمامت خواهانه غرب، به سرعت منطقه و جهان را فراگیرد.
انقلاب اسلامی، در واقع موتور محرکهای بود که موجب شد این باور در میان همه ملتهای مسلمان و آزادیخواه جهان تقویت شود که بدون شرق و غرب، میتوان در جهان زیست و با تکیه بر «وحدت و ارزشهای دینی»، طرحی نو برای مدیریت جامعه در عرصه داخلی و بین المللی درانداخت. این وضعیت اکنون به گونهای است که اسلام و کشورهای مسلمان را به بازیگرانی مهم در عرصه روابط بین المللی تبدیل کرده است.
پیام وحدت آفرین انقلاب مردم مسلمان ایران، این روزها خواب قدرتها را چنان برآشفته و خیزش مردمی برای احیای ارزشهای اسلامی چنان وسعت گرفته است که به سان دومینویی طولانی، ساختارهای پوسیده و وابسته به بیگانگان در منطقه، از کشوری به کشور دیگر فرو میریزد؛ برای نمونه کافی است به شمال آفریقا نگاهی بیندازیم.

روزگاری خاورمیانه تحت سلطه کشورهایی که در دست دول استکبار و امپریالیسم بود ویا در دست دیکتاتور هایی که با نمایشهای دموکراسی وار بر تخت کمرانی نشسته بودند.
در این نمایشها که با انتخابات نیز همراه بود انتخاباتی کع از قبل نتیجه آرا معلوم بود و بار دیگر تنها نمایندگان و رابطان دولتهای استکبار بر مسند قدرت می نشستند.این وضعیت تا سال 57 که انقلاب ایران به ثمر نشت ادامه داشت. ولی بعد از این انقلاب روح آزادگی بر ملت خاورمیانه دمیده شد و هر چند گاهی شاهد سرنگونی یکی از همین دولتهای دیکتاتور در منطقه هستیم.
ترس از انقلاب ایران کار را به جایی رساند که تمام دولتهای استکباری در یک یورش مستقیم می خواستند این درخت تناور که با انقلاب اسلامی به ثمر نشسته بود را در جنگی 8 ساله قطع کنند ولی از آنجا که این انقلاب ریشه در دین و دین ریشه در سرشت آدمیان این مرز و بوم داشت نه تنها شکستی برای این ملت نداشت که چه بسا این انقلاب به واسطه ایستادگی رهبران و مردمان این دیار به اقصی نقاط جهان صادر شد.
در طی سالهای بعد از جنگ 8 ساله دولتهای دیکتاتور نتوانستند طبق رویکردهای قبلی عمل کرده و رفته رفته اصلاحاتی در دولتهای خود بوجود آورند ویا اینکه اگر بر روی خواست خود پافشاری کرده بودند بعد از مدتی صاقط شدند که میتوان به دولت عراق و شخص صدام(لعنت ا...) اشاره کرد.
ندای انقلاب اسلامی ایران امروز در جهان پیچیده و هرروز امتی آزاده با سرمشق قرار دادن آن پیش به سوی آزادگی و آزاد زیستن پیش میروند همچون تونس ،یمن ، اردن،الجزایر و مصر
در این روزها که لرزش دولتهای امپریالیسم از اتحاد مردمان آزادایخواه مشهود است . از سویی منافع خویش را از دست رفته می بینند و از طرفی از ترس به روی کار آمدن رهبرانی آزاده که باجی به انها نخواهند داد دست به شیطنتی جدید در قالب فتنه ای نو زده اند.
هماتنطور که در سال گذشته عده ای ساده لوح با رهبریت عناصر خودفروش اقدام به تضعیف امنیت ملی و کودتا نمودند امروز نیز در قالب همان فتنه ولی با شکلی جدید خواهان برافرازی پرچم تفرقه ،دروغ و تضویر در کشور هستند.به صورتی که در این چند روز اخیر جلسات زیر زمینی و پنهانی عناصر اصلی این جریان از سر گرفته شده و به فکر این افتاده اند که از این اوضاع ماهی خویش را صید کنند.
اما اینان یا چشم خود را بسته اند ویا نمی بینند که دولتی همچون دولت مبارک در مصر که تحت الحمایه امریکا میباشد را چگونه از طرف دولتهای امپریالیسم طرد شده ودر آخرین پیغام اوباما گفته شده که مبارک باید از قدرت کنار برود.
اینان نمیدانند که مردمان این دیار مردمان 9دی هستند و بدون هیچ حد و مرزی در دفاع از ارزشها ، دین ، رهبر و کشور خود کوتاه نمیایند.


ادعاهای مضحک لابی صهیونیستی؛
مدیر یک گروه لابی قدرتمند رژیم اشغالگر قدس در آمریکا در اظهاراتی مضحک مدعی شد: «محمد البرادعی رهبر اپوزیسیون مردم مصر عروسک و دست نشانده ایران است.»
به گزارش گرداب به نقل از خبرگزاری آژانس یهود، "مالکولم هوئن لین"، معاون اجرایی "کنفرانس رؤسای سازمانهای عمده یهودی" ادعا کرد: «رهبر مخالفانی که از هیجانات مصری بیرون میآید عروسک ایرانی است.»
"هوئن لین" البرادعی را متهم کرد در زمان مدیریتش بر آژانس بین المللی انرژی اتمی درباره حقیقت و ماهیت برنامه هستهای ایران لاپوشانی کرده است.
این لابی اسرائیلی که با یک رسانه یهودی در آمریکا مصاحبه میکرد، مدعی شد: «من این واژه را به راحتی به کار نمیبرم، اما البرادعی دست نشانده ایران است.»
مالکوم هوئن لین از دوستان نزدیک رؤسای جمهوری آمریکا و نخست وزیران اسرائیل به ویژه شخص آریل شارون نخست وزیر اسبق رژیم صهیونیستی است که ۵۲ سازمان یهودی را در آمریکا نمایندگی میکند.
کار عمده سازمان مذکور لابیگری در کاخ سفید به نفع اسرائیل است و در واقع بازوی لابی کمیته امور عمومی آمریکا و اسرائیل یا "ایپک" در سطح دولت است.
سوء استفاده منافقین از فیس بوک هنرمندان

گروهک تروریستی منافقین با حضور در صفحات فیسبوک برخی از هنرپیشههای مطرح و محبوب سینما، تلاش میکنند ردپای سرکردگان فراموش شده خود را در صفحات این افراد ثبت کنند تا با استفاده از آمار بالای بازدید این صفحات، هم سران جنایتکار خود را به نمایش عموم بگذارند و هم طرفداران این هنرپیشهها را نسبت به آنها بدبین کنند.
به گزارش پایگاه اطلاعرسانی کانون هابیلیان (خانواده شهدای ترورکشور)، نفوذ در صفحات افراد معروف داخل کشور از طریق درج پیام مریم و یا مسعود رجوی و یا درج اخبار منافقین، با این هدف صورت میگیرد که هنرپیشهها و هنرمندان به دلیل حمایت از منافقین، با نظام دچار تعارض شوند.
بر اساس این خبر، با وجود اینکه در داخل کشور افراد معروف کمتر صفحه فیس بوک شخصی دارند و صفحات مذکور، بیشتر توسط هواداران آنها ایجاد و اداره میشود، این شگرد کثیف منافقین با هدف پرونده سازی برای هنرپیشهها و هنرمندان در داخل صورت میگیرد تا سران منافقین بر روی دستگیری آنها نیز مانور کرده و حمایت از فرقه رجوی را عامل دستگیری این افراد اعلام کنند.
بر اساس این گزارش، اخیرا تازهترین تک باند (گروهک تروریستی) منافقین به صفحه فیس بوک منسوب به رضا عطاران هنرپیشه مردمی صورت گرفته و درب این صفحه که توسط هواداران آقای عطاران اداره میشود کاملا باز است و هرکسی میتواند در آن مطلب بنویسد و یا عکس و ویدئو درج نماید.
طبق آمار نیمه رسمی حداقل 20000 ایرانی در فیس بوک عضو هستند که قریب به اتفاق آنها طیف جوانان زیر 30 سال یعنی نسل بعد از انقلاب هستند و سرکرده گروهک تروریستی منافقین که سالها است در زبالهدان اندیشه مردم ایران قرار دارد به این پتانسیل عظیم چشم دوخته است.
بر اساس این گزارش، عمدهترین اهداف این فرقه از این کار، عبارتند از: تبلیغ پرخرج شعارهای منافقین با عکس مریم رجوی در سمت راست صفحات فیس بوک ایرانی زبانها، تبلیغ تظاهراتهای چند نفره منافقین، ایجاد صفحات غیرسیاسی با هدف به دام انداختن افراد معمولی و غیرسیاسی و تبلیغ اخبار منافقین در لابلای متنها و نفوذ در صفحات افراد معروف داخل کشور از طریق درج پیام سرکردگان منافقین و یا درج اخبار این فرقه با هدف درگیری این افراد با حکومت و بعد نیز در صورت دستگیری آنان افشای چهره ضد هنرمندانه نظام و تبلیغات بر روی این موضوع.
تاریخ مصرف میرحسین برای سبزها به پایان رسید؛
| تاریخ مصرف میرحسین برای سبزها به پایان رسید؛ «خودنویس» موسوی را «واپس گرا» خواند و خواستار عبور از وی شد |
![]() |
|
در حالی که هنوز برخی از عناصر وابسته داخلی و خارجی در صددند با بزرگنمایی دو چهره سوخته انتخابات دهم ریاست جمهوری طرفدارن خود را انسجام ببخشند، سایت ضدانقلاب خودنویس در یکی از مطالب اخیر خود موسوی را «واپس گرا» خواند و خواستار عبور از وی شد.
|
|
|
در حالی که هنوز برخی از عناصر وابسته داخلی و خارجی در صددند با بزرگنمایی دو چهره سوخته انتخابات دهم ریاست جمهوری، شیخ مهدی کروبی و میرحسین موسوی، طرفدارن خود را انسجام ببخشند، سایت خودنویس در یکی از مطالب اخیر خود موسوی را «واپس گرا» خواند و خواستار عبور از وی شد.
این سایت در مطلب خود آورده است: جامعه مجازی ما هنوز در موسوی گیر کرده است. هنوز واپس گرایی او را نادیده میگیرد و هنوز نمیخواهد باور کند که برای حرکت اجتماعی نیازی به رهبر ندارد... این قداست بیش از حد موسوی در فضای مجازی واقعا دردسر ساز شده است، البته هرکس آزاد است که به هرکه دوست دارد روی بیاورد، ولی این دوست داشتن موسوی و اینکه هرچه وی گفت خیلی عالی است و فلهای به لینک بیانیه او رای بدهیم دیگر خیلی نخ نما شده است. این سایت در این مطالب با تاکید بر این که جامعه واقعی دیگر این قهرمان سازیها و مقدسگراییها را نمیپسندد تاکید کرده است: شاید زمان آن رسیده باشد که دیگر جامعه مجازی ما از موسوی عبور کند. موسوی هرچه بود متعلق به گذشته بود و تمام شد رفت. به جز صدور بیانیه هم کاری از دستش ساخته نیست.
در بخش دیگری از این مطلب با تاکید بر اینکه تا زمانی که قربان صدقه موسوی می رویم امیدی به بهبود اوضاع نداشته باشید، خاطرنشان شده است: بگذاریم این ملت از همه این تفکرات نخ نمای اصلاحطلبی عبور کند و دیگر آنقدر پیشرفت کند که نیازی به رهبر و بیانیه نداشته باشد.
بر اساس اظهارات کارشناسان سیاسی، این اقدام اعتراف به ناکارآمدی موسوی در تحقق اهداف و خواسته های دولت آمریکا و مهر تاییدی بر به سر رسیدن تاریخ مصرف اوست
|
|
← صفحه بعد صفحه قبل →
نظرات ()


